تبلیغات
الف - شاخصه های جامعه منتظر از دیدگاه مقام معظم رهبری(1)

الف
گفتم که الف ،گفت دگر؟گفتم هیچ. در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

تبادل لینک اتوماتیک

محسن موحدی


چکیده:


اعتقاد به مهدویت در زندگی و حیات انسان ها وجود داشته و انتظار آینده بهتر و ظهور دولت حق و عدل، در طول تاریخ ، مترقی ترین آرمان اجتماعی بوده است. فطرت کمال گرای آدمی و ماهیت زندگی بشر با امید به آینده عجین شده و لذا اعتقاد به مهدویت از اصیل ترین ابعاد روح انسانی سرچشمه می گیرد. اندیشه مهدویت در بطن خویش شور و شعف، پویایی و شعور و فردای تاب ناک را به ارمغان دارد و با زنده ساختن بارقه امید و اشتیاق در دل انسان، او را به آینده ای روشن رهنمون می سازد.

زایش مهدویت از متن باورهای دینی و اعتقاد اصیل و استوار، فلسفه ای متقن و محکم به آن بخشیده است. باورداشت مهدویت و اعتقاد به وجود نجات بخش گیتی به گروه و مذهبی خاص محدود نیست و به صورت اعتقاد دینی مشترکی در بین ادیان مختلف آسمانی و فرهنگ های مذهبی جایگاه ویژه ای دارد. در فرهنگ متعالی اسلام بر اصل مسلم و تردیدناپذیر و بنیادین مهدویت، تصریح فراوان شده است. مسلمانان به خصوص شیعیان همواره به این اصل توجه داشته اند و این اصل با تار و پود زندگی دینی آنان آمیخته است. مهدویت به منزله بنیاد تفکر شیعی، چنان منزلت و جایگاهی در این مکتب دارد که با نبود آن، اندیشه شیعه فرو می ریزد.

مسلما اهمیت این موضوع سبب می شود که از جوانب مختلف مورد بررسی قرار گیرد و یکی از مهمترین ابعاد قابل بررسی در این رابطه شاخصه های جامعه منتظر است که به بررسی مشخصات و مختصات جامعه ای می پردازد که در انتظار موعود مصلح یعنی حضرت مهدی (عج) است. در این نوشتار که به بهانه چهارمین همایش بین المللی دکترین مهدویت فراهم گردیده است، با توجه به دیدگاههای مقام معظم رهبری، شاخصه های زیر - که البته کامل نبوده و قابل بسط می باشند - بررسی شده است:
استقرار عدالت فراگیر، مبارزه با فساد فکری و فرهنگی و انحرافات مذهبی، رفاه اقتصادی، توسعه پایدار و سازگاری انسان با طبیعت، شکوفائی خرد ودانش بشری، اجرای اصل مساوات، قلع وقمع ریشه های ظلم وطغیان، گسترش ارزشهای دینی، حاکمیت قرآن ومعنویت، فراگیر نمودن اسلام در جهان.

مقدمه:


شاخصه و ویژگى عمده اعتقاد به مهدویت ، انتظار و آمادگى مداوم و آگاهانه براى ظهور امامى است كه از دیدگان همه غایب است و در صدد نابودى ظلم، ستم، فساد، تباهى، بى دینى و انحراف از جهان است. مسئله انتظار حكومت حق و عدالت مهدى و قیام مصلح جهانى، در واقع مركب از دو عنصر است: عنصر نفى و عنصر اثبات. عنصر نفى، همان بیگانگى از وضع موجود و عنصر اثبات، خواهان وضع بهتر است. اگر این دو جنبه، در روح انسان، به صورت ریشه دار حلول كند، سرچشمه دو رشته اعمال دامنه دار خواهد شد. این دو رشته اعمال، عبارت است از ترك هرگونه هم كارى و هم آهنگى با عوامل ظلم و فساد و حتى مبارزه و درگیرى با آنان از یك سو و خودسازى و خودباورى و جلب آمادگى جسمى و روحى، مادى و معنوى، براى شكل گرفتن آن حكومت واحد جهانى از سوى دیگر... هر دو قسمت، كاملاً سازنده و عامل تحرك، آگاهى و بیدارى است.

انتظار فرج، یكى از عقاید انسان ساز و انقلاب آفرین و از مهم ترین منابع الهام و شوق دهى براى زمینه سازی جهت ایجاد تحول و تكامل و سوق دادن انسان ها به سوى حكومت عدل و ایمان است. از دیدگاه اسلام، به خصوص مذهب حق تشیع، انتظار، همه گاه برانگیزنده، تحرك بخش، جنبش آفرین، سرچشمه شور مقاومت، ایثار، قیام و حركت مستمر است. انتظار برای جامعه دینی ایران، مقوله قابل تاملی است و با تار وپود زندگی دینی مردم ما آمیخته است. از بهترین رازهاى نهفته بقاى تشیع، همین روح انتظارى است كه كالبد شیعه را آكنده ساخته و پیوسته او را به تلاش، كوشش، جنبش و جوشش وا مى دارد. جامعه شیعه قرن هاست که با این اعتقاد زیسته و زنده بوده است و این اعتقاد همچنان راسخ است. نکته قابل توجه این است که شیعیان در توجیه مسئله انتظار فقط بر روایات و منقولات تکیه نمی کنند، بلکه می کوشند آن را عقل پذیر کنند و از دل آن پیام های سیاسی و اجتماعی و تربیتی بیرون بکشند و آن را به مقوله ای بدل کنند که برای انسان امروزی معنی دار باشد و در پوششی امروزین، معقول و سودمند درآید.

ما در این نوشتار، به بررسی شاخصه های جامعه منتظر با تکیه بر دیدگاههای مقام معظم رهبری خواهیم پرداخت. گرچه مسلما آنچه که در این نوشتار کوتاه بحث می گردد، دربرگیرنده همه شاخصه های چنین جامعه ای نیست وموارد دیگری نیز قابل طرح است.

انتظار از دیدگاه مقام معظم رهبری:


از دیدگاه مقام معظم رهبری، موضوع انتظار دارای قابلیتهای فراوانی است که ملتها باید از آن به بهترین نحو استفاده کنند. از نظر ایشان مهمترین پیامد انتظار، امید است که در پی آن مبارزه ومجاهدت وعدم تسلیم در برابر دشمنان است: «اعتقاد به قضیه مهدى (عج) و موضوع ظهور و فرج و انتظار، گنجینه عظیمى است كه ملت ها مى توانند از آن، بهره هاى فراوانى ببرند. شما كشتى اى را در یك دریاى طوفانى فرض كنید. اگر كسانى كه در این كشتى هستند، عقیده داشته باشند؛ كه اطراف آنها تا هزار فرسنگ، هیچ ساحلى وجود ندارد و آب و نان و وسایل حركت اندكى داشته باشند، كسانى كه در این كشتى هستند، چه كار مى كنند؟ آیا هیچ تصور مى شود كه اینها براى آن كه حركت كنند و كشتى را پیش ببرند، تلاشى بكنند؟ نه، چون به نظر خودشان، مرگشان حتمى است.

وقتى انسان مرگش حتمى است، دیگر چه حركت و تلاشى باید بكند؟ امید و افقى وجود ندارد. یكى از كارهایى كه مى توانند انجام دهند، این است كه در این مجموعه كوچك، هركس به كار خودش سرگرم شود. آن كسى كه اهل آرام مردن است، بخوابد تا بمیرد و آن كه اهل تجاوز به دیگران است، حق دیگران را بگیرد تا آن كه چند ساعتى بیشتر زنده بماند. طور دیگر هم این است كه كسانى كه در همین كشتى هستند، یقین داشته باشند و بدانند كه در نزدیكى آنها، ساحلى وجود دارد. حالا اگر دور و یا نزدیك است و چقدر كار دارند تا به آن جا برسند، معلوم نیست. اما قطعا ساحلى كه در دسترس آنها است، وجود دارد.

این افراد چه كار مى كنند؟ اینها تلاش مى كنند كه خود را به آن ساحل، برسانند و اگر یك ساعت هم به آنها وقت داده بشود؛ از آن یك ساعت براى حركت و تلاش صحیح و جهت دار استفاده خواهند كرد، و فكرشان را روى هم خواهند ریخت و تلاش شان را یكى خواهند كرد تا شاید بتوانند خود را به آن ساحل برسانند. «امید»، چنین نقشى دارد. همین قدر كه امیدى در دل انسان به وجود آمد، مرگ بال هاى خود را جمع مى كند و كنار مى رود. امید موجب مى شود، انسان تلاش و حركت كند؛ پیش ببرد؛ مبارزه كند و زنده بماند. فرض كنید ملتى در زیر سلطه ظالمانه قدرت مسلطى، قرار دارد و هیچ امیدى هم ندارد. این ملت مجبور است، تسلیم بشود.

اگر تسلیم نشد، كارهاى كور و بى جهتى انجام مى دهد؛ اما اگر این ملت و جماعت، امیدى در دلشان باشد و بدانند كه عاقبت خوبى حتما وجود دارد، اینها چه مى كنند؟ طبیعى است كه مبارزه خواهند كرد و مبارزه را نظم خواهند داد و اگر مانعى در راه مبارزه وجود داشته باشد، او را برطرف خواهند كرد. بشریت در طول تاریخ و در حیات اجتماعى، مثل همان سرنشینان یك كشتى طوفان زده، همیشه گرفتار مشكلاتى از سوى قدرتمندان، ستمگران، قوى دستان و مسلطین بر امور انسان هاى مظلوم بوده است. امید، موجب مى شود كه انسان، مبارزه كند و راه را باز نماید و پیش برود.

وقتى به شما مى گویند انتظار بكشید؛ یعنى، این وضعیتى كه امروز شما را رنج مى دهد و دلتان را به درد مى آورد، ابدى نیست و تمام خواهد شد. ببینید چقدر انسان، حیات و نشاط پیدا مى كند. این، نقش اعتقاد به امام زمان - صلوات الله علیه و ارواحنا فداه - است. این نقش اعتقاد به مهدى موعود مى باشد. این عقیده است كه شیعه راتا امروز، از آن همه پیچ وخم هاى عجیب وغریبى كه در سرراهش قرار داده بودند، عبور داده است.» 1

ایشان این اعتقاد مهم را باعث تسلیم نشدن ملتها در برابر زورگویان برشمرده و حرکت مردم ایران در پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی را ناشی از همین اعتقاد می دانند: «ایمان و اعتقاد به امام زمان (عج)، مانع از تسلیم شدن است و ملت هاى با ایمانى كه حضور قطب عالم امكان را در میان خود احساس مى كنند، از حضور او امید و نشاط مى گیرند و براى مجد و عظمت اسلام، مبارزه و مجاهدت مى كنند و با تكیه بر همین امید درخشان بود كه ملت بزرگ ایران، پرچم اسلام را به اهتزاز در آورد و افتخار طول تاریخ بشر و تاریخ اسلام شد.» 2

البته مقام معظم رهبری اعتقاد صرف به انتظار و مهدویت را برای تسلیم نشدن در برابر زورگویان عالم را کافی نمی دانند بلکه به طور ضمنی عنصر دانائی و شناخت صحیح اعتقاد را لازمه این امر بر می شمرند: «عقیده به امام زمان (عج) نمى گذارد مردم تسلیم بشوند؛ به شرطى كه این عقیده را درست بفهمند. وقتى كه این عقیده به طور حقیقى در دل ها جا بگیرد، حضور امام غایب در میان مردم حس مى شود.» 3

به هر حال دقت در مفاهیم مطرح شده از سوی مقام معظم رهبری در موضوع انتظار نشانگر عمق اعتقاد ایشان به تاثیر انتظار بر تمامی ابعاد زندگی انسانهاست و جوامع بشری نیازمند چنین اعتقادی هستند تا زمینه های ظهور فراهم گردد.

شاخصه های جامعه منتظر از دیدگاه مقام معظم رهبری

از نظر مقام معظم رهبری اعتقاد به مهدویت وانتظار نه تنها در بین شیعیان و مسلمانان بلکه در بین پیروان تمام ادیان ومذاهب وجود دارد و این فراگیر بودن باعث می شود که همه انسانها به آینده درخشان وروشن برای تاریخ و بشریت معتقد باشند. براین اساس همه جوامع می توانند برای ظهور مهدی موعود (عج) خود را مهیا سازند و در واقع جامعه ای منتظر باشند. شاخصه های چنین جامعه ای را به سختی می توان برشمرد، اما برخی از مهمترین آنها عبارتند از:

- استقرار عدالت فراگیر


بنابر احادیث و روایات، مشکل اصلی منجی موعود، مشکل خداباوری یا انکار خدا نیست، بلکه مشکل اصلی، آتش ظلم و بیدادی است که بشر را در کام خود فرو برده است. بنابراین، ایجاد عدالت سرلوحه برنامه های منجی عالم است، همان گونه که از اهداف اصلی همه پیامبران در آغاز رسالت بوده است.
در عصر غیبت نیز جامعه ای که رو به کمال موعود گام برمی دارد، باید برقراری عدالت را در رأس برنامه های اصلاحی خود قرار دهد؛ زیرا تمامی ساختارهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به شدت متأثر از میزان تأمین عدالت در جامعه هستند. بشر در نظام عادل و دادگستر به درستی تربیت می شود، با آسایش و فراغت به تکلیف تن می دهد و به حقوق دیگران نیز احترام می گزارد.

بشر در سایه این مسئولیت پذیری و تعهد به جامعه، به سعادت دست می یابد. لذا، باید پایه های اصلی جامعه و ارکان مدیریت که در همه زوایای اجتماعی تأثیر مستقیم دارد و جهت حرکت جامعه را مشخص می کند، عادلانه باشد تا کل روابط اجتماعی در تمامی زمینه ها رنگ عدالت و دادگری به خود بگیرد.

برقراری عدل مستلزم آن است که گروهی از افراد، از سرمایه ها و درآمدهای بسیار اما ناحق خود چشم پوشی کنند و این عامل باعث می شود که آنان برای حفظ منافع نامشروع خود علیه عدالت خواهان برانگیخته شوند. همین امر، تلاش برای استقرار عدالت را در عصر غیبت بسیار مشکل می سازد و غیر از مصلحان و منتظران حقیقی، دیگران یارای آن را نخواهند داشت. اما در عوض نتایج و پی آمدهای شکوهمند آن هم بسیار درخور توجه و ارزش مند است، به گونه ای که شوق رسیدن به این نتایج، تحمل تمامی مشکلات را آسان و ممکن می سازد.

مقام معظم رهبری نیز جامعه مهدوی را جامعه ای در ادامه تلاشها واهداف انبیاء بر می شمرند و می فرمایند: «جامعه «مهدوى»، (یعنى، آن دنیایى كه امام زمان (عج) مى آید تا آن دنیا را بسازد)، همان جامعه اى است كه همه پیامبران براى تامین آن در عالم ظهور كردند. یعنى همه پیغمبران مقدمه بودند تا آن جامعه ایده آل انسانى - كه بالاخره به وسیله ولى عصر و مهدى موعود (عج) در این عالم پدید خواهد آمد و پایه گذارى خواهد شد - به وجود بیاید. مانند یك بناى مرتفعى كه كسى مى آید، زمین آن را تسطیح مى كند و خار و خاشاك را از آن مى كند. كس دیگرى پس از او مى آید و زمین را براى پایه ریزى، مى كند و گود مى كند.

كس دیگرى پس از او مى آید، تا پایه ها را شالوده ریزى كند و بلند كند و كس دیگرى پس از او مى آید تا دیوارها را بچیند و یكى پس از دیگرى، ماموران و مسؤولان مى آیند تا این كاخ مرتفع، این بنیان رفیع، به تدریج در طول زمان ساخته و پرداخته بشود. انبیاى الهى علیهم السلام، از آغاز تاریخ بشریت، یكى پس از دیگرى آمدند تا جامعه را و بشریت را قدم به قدم به آن جامعه آرمانى و آن هدف نهایى، نزدیك كنند. انبیا همه موفق شدند. حتى یك نفر از رسولان الهى هم در این راه و در این مسیر ناكام نماند.

بارى بود كه بر دوش این ماموران عالى مقام، نهاده شده بود. هر كدام قدمى آن بار را به مقصد و سر منزل نزدیك كردند؛ كوشش كردند؛ هرچه توان داشتند، به كار برند. آن وقتى كه عمر آنان سر آمد؛ این بار را دیگرى از دست آنان گرفت و همچنان قدمى و مسافتى آن را به مقصد نزدیك تر كرد. ولى عصر - صلوات الله علیه - میراث بر همه پیامبران الهى است كه مى آید و گام آخر را در ایجاد آن جامعه الهى بر مى دارد.» 4

در فرازی دیگر ایشان به بیان واضحتر جامعه مورد نظر انبیا که توسط حضرت مهدی (عج) تحقق می یابد می پردازند: «آن جامعه اى كه در دوران ظهور حضرت ولى عصر (عج) به وجود خواهد آمد؛ همان جامعه اى است كه همه پیغمبران الهى براى تهیه مقدمات آن از جانب الهى مبعوث شدند؛ یعنى، ایجاد یك جامعه اى كه بشریت در آن جامعه بتواند به رشد و كمال متناسب خود برسد. اگر این آیه قرآن كه درباره بعثت پیامبران مى فرماید: «لیقوم الناس بالقسط»؛ یعنى، پیغمبران مبعوث شدند تا قسط و عدل در جامعه بشرى استوار بشود، اشاره به هدف بعثت مى كند. پس حكومت مهدى (عج) و جامعه مهدوى، همان جامعه اى است كه این هدف را به طور كامل تامین مى كند.» 5

از آنجا که استقرار عدالت بنا بر آنچه گذشت از مهمترین اهداف حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) است برخی از نتایج و دستاوردهای آن به شرح زیر است:

1- تقویت پیوند میان مردم و رهبری:


اگر مردم در عمل اجرای عدالت را در جامعه ببینند و لمس کنند، به طبع کنش ها و رفتارهای فردی و اجتماعی خود را اصلاح می نمایند و به اصول حق و عدل احترام می گزارند. هرگاه عدالت قاطع و فراگیر باشد، موجب پیوند محکم بین جامعه و پیشوای آن می گردد. کسانی که تنها شعار بدهند، اما در عمل فرسنگ ها از آن شعارها فاصله داشته باشند، در درازمدت همر اهان و هواداران خود را از دست می دهند. در حکومت عدالت محور مهدی، این قاطعیت در اجرای حق و عدالت تا آن جا پیش می رود که در درون خانه ها عدالت حاکم می شود و روابط اعضای خانواده در چارچوب عدالت قرار می گیرد. امام صادق (ع) می فرماید: مهدی، آن گونه که سرما و گرما وارد خانه می شود، عدالت را وارد خانه های مردم می کند.

2- انتخاب فرمانداران و کارگزاران صالح:


اگر مجموعه مدیران اجتماعی، صالح و متعهد باشند، جامعه ای سالم پایه گذاری خواهد شد. عدالت تنها با این روش در تمامی سطوح جامعه می گسترد و اصلی ترین مشکل همه حکومت های بشری که در طول تاریخ با آن دست به گریبان بوده اند، از میان برداشته می شود. کارگزاران حکومت مهدی (عج) افرادی هستند که روحشان با ترس از خدا و تعهد در برابر اجرای احکام خدا عجین شده و از قید امیال و گرایش های نفسانی آزادند و شاید از علل حضور 313 تن از انسان های تربیت یافته در زمان ظهور، همین باشد که دین خدا به وسیله آنان عملی گردد.

3- تقویت روابط اجتماعی سالم:


در حکومت عدالت محور، تربیت معنوی و تصحیح اخلاق افراد، جزء اهداف اصولی تلقی می گردد. در احادیث نیز درباره عدالت اخلاقی و تعادل باطنی بر محورهایی چون راست گویی، اجتناب از دروغ، خوش بینی، مهرورزی و پرهیز از کینه توزی و دشمنی تأکید فراوان شده است. در سایه حاکمیت این اصل، اجتماع راست گویان شکل می گیرد و اصل راست گویی، تمام روابط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را تحت الشعاع قرار می دهد.

امنیت اقتصادی ارمغان چنین اجتماعی به شمار می آید زیرا برای هر فرد روشن است که باید کالایش را به بهای واقعی بفروشد و هر کالایی را به بهای واقعی بخرد. امنیت سیاسی نیز در چنین جامعه ای حاصل می گردد؛ زیرا هر فردی هر آن چه را می شنود و هر تبلیغی را که رنگ سیاسی دارد، باور دارد که مقرون به حقیقت و راست است. به همین علت، به دور از نگرانی می تواند از خط و معیارهای سیاسی پیروی نماید.

امنیت اجتماعی به معنای واقعی آن مخصوص اجتماع راست گویان است که افرادِ آن بدون هیچ بیم و هراسی با یک دیگر روابط اجتماعی برقرار می کنند. در این شرایط، جامعه ای به دور از برتری های ظالمانه طبقاتی شکل می گیرد. انسان به شخصیت و ارزش حقیقی خود می رسد و زنجیر بندگی، بردگی و ذلت از پای همگان باز می گردد؛ وقتی که حق به حق دار برسد و افراد به حقوق یک دیگر احترام بگزارند، جایی برای کینه توزی و بدگمانی باقی نخواهد ماند و روان ها از عقده ها و کینه ها روایت شده است.

- مبارزه با فساد فکری و فرهنگی و انحرافات مذهبی


از مشکلات عمده امام در آستانه ظهور، انحراف ها و برداشت های نادرستی به حساب می آید که در راه و روش دین، اصول و فروع احکام الهی پدید آمده؛ زیرا امام در این رویارویی با توده ای ناآگاه روبه رو نیست، بلکه عاملان اصلی این تأویل ها و تحریف ها، متولیان دین و روحانیان دنیادوست و وابسته ای هستند که سرمایه داران، اشراف و حکومت های غیراسلامی از آنان حمایت می کنند. در واقع، بخشی از مسلمانان با حربه اسلام انحرافی به جنگ با امام برمی خیزند، و امام (ع) که احیاگر اسلام ناب محمدی و بیان گر قرآن حقیقی است، جامعه را از لوث وجود این فساد فکری و فرهنگی که مانع رشد جوامع انسانی است، پاک می کند. امام علی (ع) در این باره می فرماید: آراء را پیرو قرآن قرار می دهد، پس از آن که قرآن را پیرو آراء کرده بودند.

دین آسمانی اسلام، در واقع پاسخی به ندای عقل و فطرت انسان خاک نشین است. لذا عقل سلیم و فطرت پاک بشری در رویارویی با آن به آسانی تسلیم و منقاد می گردد؛ زیرا آن را دقیقاً مطابق با نیازهای روحی و روانی خود می یابد. چنین دینی موجبات رشد و تعالی روزافزون انسان را در پی دارد، اما زمانی که دین گرفتار زنگارهای برخاسته از هوا و هوس دنیاپرستان و سلایق شخصی دین فروشان می گردد، از فلسفه وجودی خود فاصله می گیرد و نه تنها به سوی سعادت ره نمون نخواهد بود که موجبات ضلالت و گم راهی را نیز در پی دارد. لذا جامعه منتظر که می خواهد خود را به استانداردهای عصر ظهور و حکومت مهدوی نزدیک سازد، باید بکوشد تا در عصر غیبت در حد امکان زمینه های انحراف فکری و دینی را از بین ببرد و به تبیین و تشریح آموزه های اصیل دینی همت گمارد و با افرادی که اصول و عقاید دین حق را وارونه جلوه می دهند، به شدت برخورد نماید.

مقام معظم رهبری در بیان همین مطلب توصیه به معرفت واخلاق وکسب صلاحیتها می فرمایند: «شما مردم عزیز - به خصوص شما جوان ها - هرچه كه در صلاح خود، در معرفت و اخلاق و رفتار و كسب صلاحیت ها در وجود خودتان بیشتر تلاش كنید، این آینده را نزدیك تر خواهید كرد، اینها دست خود ما است. اگر ما خودمان را به صلاح نزدیك كنیم، آن روز نزدیك خواهد شد، همچنان كه شهداى ما با فدا كردن جان خودشان، آن روز را نزدیك تر كردند. آن نسلى كه براى انقلاب، آن فداكارى ها را كردند؛ با فداكارى هاى خودشان آن آینده را نزدیك تر كردند. هرچه ما كار خیر و اصلاح درونى خود و تلاش براى اصلاح جامعه انجام بدهیم، آن عاقبت را دائما نزدیك تر مى كنیم.»6

- رفاه اقتصادی


امامان معصوم (علیهم السلام) در روایات فراوانی، دورنمایی روشن و امیدبخش از رفاه همگانی را در حکومت مهدوی ترسیم نموده اند. غنا و بی نیازی چنان در جامعه حاکم می گردد که افراد برای پرداخت زکات اموال خود شهر به شهر می گردند، اما شخص مستحق و نیازمندی را پیدا نمی یابند. اهتمام روایات بر رفاه اقتصادی جامعه مهدوی، گویای اهمیت آن در پایه گذاری جامعه قرآنی است. جامعه ای که تعالیم روح بخش اسلام ناب را سرلوحه عمل کرد خود قرار دهد، جامعه فقیر و عقب مانده نخواهد بود.

در این جامعه، مسائل اولیه ای هم چون مسکن، اشتغال و ازدواج جوانان باید به آسانی حل و فصل شود و اهداف عالیه ای مانند پیش تازی در عرصه های علمی و صنعتی جهان مد نظر باشد. اجتماعی که می خواهد زمینه ساز جامعه تکامل یافته عصر ظهور باشد، باید در چنان سطحی از پیشرفت و ترقی قرار بگیرد که خود تولیدکننده و صادرکننده علم، تکنولوژی، فرهنگ و هنر باشد، نه آن که مصرف کننده و وابسته دیگران باشد. جامعه منتظر باید سرآمد جوامع باشد تا بتواند فرهنگ انتظار را جهانی کند و مقدمات ظهور را فراهم نماید. اما اگر در جامعه ای که فرهنگ انتظار پذیرفته شده، میزان رفاه و رشد اقتصادی به حدی تنزل یابد که نیازهای اولیه و پیش پا افتاده افراد جامعه برآورده نگردد و فقر و تنگ دستی در آن نمایان باشد، نه می توانند خود را زمینه ساز ظهور بدانند و نه آرمان ظهور منجی موعود را به جوامع دیگر گسترش دهند.

مقام معظم رهبری بر این عقیده اند که رفاه گسترده و برخورداری از تمامی قابلیتها واستعدادهای نهفته طبیعت از ویژگی های مهم حکومت حضرت مهدی (عج) است: «در آن جامعه همه نیروهای طبیعت و نیروهای انسانی استخراج می شود، رفاه گسترده فراگیر می شود وچیزی در بطن زمین نمی ماند که بشر از آن استفاده نکند.» 7

- توسعه پایدار و سازگاری انسان با طبیعت


عمران و آبادانی جغرافیای مسکون و بهره برداری از امکانات تا سرحد ممکن، از دیگر اقدامات امام (ع) است. رسول اکرم (ص) در روایتی فرموده اند: «امت من در زمان مهدی (عج) از نعمتی بهره مند می شوند که هرگز به چنان نعمتی بهره مند نشده اند. آسمان باران رحمت خود را فرو می ریزد و زمین هم گیاه خود را از برای ایشان خارج می نماید.» بی تردید این امر با وجود پیشرفت علوم، فنون و تکنولوژی در دوران پیش از ظهور به طور کامل تحقق پیدا نخواهد کرد؛ اما بنابر بررسی های انجام شده، زمین قادر به تأمین احتیاجات و اداره چندین برابر جمعیت کنونی است.

البته چنین چیزی وقتی ممکن می گردد که از همه امکانات بهره برداری شود و از اسراف گروهی اندک نیز جلوگیری گردد. هم چنین از تکنیک های دقیق علمی و فنی متناسب با محیط ها و سرزمین های گوناگون باید بهره برداری شود. پس جامعه منتظر باید برای آبادانی زمین و حفظ محیط زیست تلاش نماید و بکوشد تا خود را به سطح پذیرفتنی از توسعه علمی و فنی پایدار برساند.

مقام معظم رهبری در بیان این مطلب به زیباترین وجه، استفاده از نیروهای ناشناخته طبیعت را در زمان حکومت حضرت مهدی (عج) گوشزد می فرمایند: «نیروهای معطل طبیعی، زمین هائی که می تواند انسان را تغذیه کند و قوای کشف نشده (مانند نیروهائی که قرنها در تاریخ بود؛ مثلا نیروی اتم، نیروی برق، …) کشف می شود. قرنها بر عمر جهان می گذشت واین نیروها در بطن طبیعت بود اما بشر آنها را نمی شناخت، بعد یک روزی به تدریج استخراج شد.همه نیروهای بیشماری که از این قبیل در بطن طبیعت هست در زمان امام زمان (عج) استخراج می شود.» 8

- شکوفایی خرد و دانش بشری


علم و دانش بشر در عصر ظهور، به تکامل نهایی می رسد و انسان هر روز به شناخت های تازه ای دست می یابد و شیوه های بهتری را در پیش می گیرد. بدین سان هر روز و هر گام او در همه مسائل حیات، گامی به پیش است و ارتجاع و تکرار ندارد. پیشرفت بشر در آن زمان با هیچ دوره ای قیاس پذیر نیست و دانش انسان چه در زمینه علوم ماورای طبیعی و چه در زمینه علوم مادی تکامل می یابد و همه جهل ها و نقص های بشر نیز برطرف می گردد.

تکامل شناخت مبانی دین و آموزش احکام و معارف دینی از جمله دانش هایی است که به صورت الزامی در آن دوره صورت می گیرد، تا آن جا که زنان هم در آن دوران در شناخت مبانی دین به پایگاه بلندی می رسند و عالمان، فقیهان و دین شناسانی در طبقه زنان پدید می آیند. امام باقر (ع) در این باره می فرمایند: در زمان حکومت مهدی (عج) به همه مردم حکمت و علم بیاموزند تا آن جا که زنان در خانه هایشان بر اساس قرآن و سنت پیامبر قضاوت می کنند.

بنابر این ره نمود، شیفتگان آن حضرت که به او و سیره او تأسی می کنند، در عصر غیبت باید بکوشند تا تولید علم نمایند و بر گستره دانش بشری بیفزایند و در این زمینه گوی سبقت را بربایند و جامعه تشیع را سرآمد و پرچم دار علم و دانش جهانی نمایند.

از دیدگاه مقام معظم رهبری این خصوصیت را می توان به بالا رفتن سطح اندیشه انسان تعبیر نمود که همه افراد جامعه در آن زمان می توانند استنباط داشته باشند و قواعد و اصول دینی وعلمی را درک کنند. ایشان می فرمایند: «خصوصیت جامعه ایده آلى كه امام زمان - صلوات الله علیه - آن را مى سازد، بالا رفتن سطح اندیشه انسان است؛ هم اندیشه علمى انسان و هم اندیشه اسلامى انسان؛ یعنى، در دوران ولى عصر (عج) شما باید نشانى از جهل و بى سوادى و فقر فكرى و فرهنگى در عالم پیدا نكنید. آن جا مردم مى توانند دین را به درستى بشناسند و این همچنانى كه همه مى دانید، یكى از هدف هاى بزرگ پیامبران بود كه امیرالمؤمنین - صلوات الله و سلامه علیه - این را در خطبه نهج البلاغه شریف بیان كرده است: «و یثیروا لهم دفائن العقول» در روایات ما وارد شده است كه وقتى ولى عصر (عج) ظهور مى كند، زنى در خانه مى نشیند و قرآن را باز مى كند و از متن قرآن، حقایق دین را استخراج مى كند و مى فهمد؛ یعنى چه؟ یعنى آن قدر سطح فرهنگ اسلامى و دینى، بالا مى رود كه همه افراد انسان و همه افراد جامعه و زنانى كه در میدان اجتماع هم بر فرض شركت نمى كنند و در خانه مى نشینند؛ آنها هم مى توانند فقیه باشند، دین شناس باشند.

مى توانند قرآن را باز كنند و خودشان حقایق دین را از قرآن بفهمند و شما ببینید كه در جامعه اى كه همه مردان و زنان در سطوح مختلف، قدرت فهم دین و استنباط كتاب الهى را دارند، این جامعه چقدر نورانى است و هیچ نقطه اى از ظلمت در این جامعه دیگر نیست. این همه اختلاف رویه، دیگر در آن جامعه معنایى ندارد.» 9



نوشته شده در سه شنبه 22 فروردین 1391 توسط بهرنگ امینی
مقام معظم رهبری

درباره سایت
نویسندگان
نظر سنجی
ابر برجسب ها
آمار سایت
Blog Skin