تبلیغات
الف - زیباترین روش زن داری(1)

الف
گفتم که الف ،گفت دگر؟گفتم هیچ. در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

تبادل لینک اتوماتیک

اسلام برای هر یك از دو عنصر اساسی بنیان خانواده یعنی زن و مرد كاركردها، وظایف و مسئولیت هایی اعم از حقوقی، عاطفی، اخلاقی و اجتماعی تعیین كرده تا هر یك از آنها با عمل بدان، موجبات به وجود آمدن سعادت، خوشبختی، صمیمیت، صفا و تفاهم در نهاد خانواده را فراهم آورند. مسلم است كه ناهنجاری ها و مشكلات متعددی كه در خانواده ها بروز می كند اغلب به دلیل نادیده گرفتن این وظایف و مسئولیت هاست كه از سوی زن یا مرد یا هر دو آنها صورت می گیرد.

در اینجا وظایف و مسئولیت های اخلاقی مردان در قبال همسران خود را از دیدگاه آیات و روایات در قالب مقاله حاضر تقدیم خوانندگان عزیز می كنیم كه امید است بتواند نقشی هر چند كوچك در گرمتر شدن كانون روابط عاطفی و صمیمی میان همسران داشته باشد. اینك با هم آن را از نظر می گذارنیم.

ضرورت مودت و محبت در خانواده

نیكی كردن در حق دیگران، امری پسندیده است كه این امر نسبت به زن و همسر در آیات و آموزه های وحیانی قرآن و دستورهای معصومان(ع) بسیار مورد تأكید قرار گرفته است.

تأكید خداوند بر نقش احسان در حق دیگران، به ویژه در حق زن از سوی شوهر، آن چنان است كه پیامبر(ص) با آن كه در شرایط دشواری قرار گرفته بود و از سوی برخی از زنانش مورد اذیت و آزار واقع می شد، با این همه به گونه ای رفتار نیك و حسنه ای درپیش گرفت كه اعتراض خداوند را برانگیخت و خداوند به طور صریح در سوره تحریم خواستار تغییر رویه پیامبر(ص) درخصوص نرمی و عطوفت بیش از اندازه در حق كسانی شد كه حضرت را می آزردند.

به سخن دیگر مدارا و احسان و نیكی پیامبر در حق زنان خود آن قدر زیاد بود كه برخی از زنان از این توجه و التفات و محبت فراوان سوءاستفاده می كردند و رویه ضداخلاقی اذیت و آزار را در پیش می گرفتند. از این رو خداوند به نوعی به این سوءاستفاده های ناروای برخی از زنان اعتراض می كند و خواستار بازگشت به رویه اعتدال می شود تا زنان خودسر از این همه مهر و احسان و نیكی پیامبر سوءاستفاده نكنند.

از آیات بسیاری در قرآن می توان دریافت كه بنیاد خانواده باید بر عشق و مودت درونی و مهر و محبت بیرونی استوار باشد. به این معنا كه زن و شوهر زمانی می توانند خانواده را به سوی آرامش سوق دهند كه عواطف و احساسات در كنار رفتار پسندیده و احسان و نیكوكاری، نقش اساسی را در زندگی ایشان ایفا كند و چنین رفتار و كرداری بر رفتار هر دو آنان به ویژه بر رفتار شوهر به سبب قدرت ذاتی و نقش مدیریتی اش، حاكم باشد و شوهر در عملكرد خویش مهرورزی و احسان و نیكوكاری را رویه خود قرار دهد.

بهترین سبك زندگی

بهترین و كامل ترین سبك زندگی خانوادگی آن است كه براساس عشق و علاقه و احساسات پی ریزی و مدیریت گردد؛ زیرا هدف از ایجاد خانواده و بستن پیمان زناشویی، دست یابی به آرامشی است كه به طور طبیعی تنها از این راه به دست می آید. از این رو در آیات قرآن، همواره سخن از زوجیت برای دست یابی به آرامش مطرح است و حكمت و علت ایجادی زن و شوهر و زوجیت را دست یابی به آن دانسته است.

 

بر این اساس در آموزه های اسلامی و وحیانی همواره بر احسان و معروف به ویژه از سوی شوهر در حق زن تأكید می شود.

احسان در مفهوم قرآنی، مرتبه تعامل و برخورد ارتباطی با دیگری برپایه عواطف و احساسات است و این كه براساس اصول عقلی و عقلایی رفتار نشود و رفتاری خشك و بی احساس را در حق طرف مقابل درپیش نگیرد بلكه از در نیكی و احسان درآید.

 

چنان كه خداوند عفو و گذشت را مصداقی از احسان و نیكی برمی شمارد. بنابراین شخص باید در زندگی خویش رفتار خود را براساس عفو و گذشت و مانند آن قرار دهد و در حق همسر خویش گذشت را اصل قرار داده و از گناه و خطای وی چشم پوشی كند. بلكه در حق همسر خویش راه ایثار و گذشت كامل را درپیش گیرد و یك گام فراتر از احسان گام بردارد. از این رو ایثار كه به معنای از خودگذشتگی است از سوی شوهر امری پسندیده در زندگی اجتماعی به ویژه اجتماعی خانوادگی تلقی می شود، درحالی كه براساس اصول عقلی و عقلایی محض، انسان زمانی كه خود نیازمند است از چیزی نمی گذرد و عقل حساب گر و عرف عقلایی سنجش گر، حاضر نمی شود كه از خود برای دیگری مایه بگذارد و نسبت به حق و حقوق خویش چشم پوشی كند ولی این عواطف و عشق و مهر و محبت است كه انگیزه می شود تا شخص در حق دیگری به ویژه زن خویش شیوه احسان و ایثار را در پیش گیرد و نسبت به وی بسیار نرم و لطیف و از روی خودگذشتگی و عفو رفتار كند.

عشق و عاطفه

به هر حال از نظر آموزه های وحیانی قرآن و اسلام، بهترین و كامل ترین شیوه زندگی خانوادگی، بنیان گذاری اصول آن، براساس احسان و عواطف و عشق و احساسات است و بیان حقوق متقابل زن و شوهر تنها برای حفظ و نگه داری خانه و خانواده از بروز بحران و یا جلوگیری و یا بازدارندگی از آن در شرایطی می باشد كه عواطف و احساسات در میان زوج كاهش یافته و به نحوی باید این بنیاد هم چنان برای بقای شرایط زندگی خانوادگی به ویژه برای كودكان و پرورش و تربیت آنان حفظ شود.

بنابراین هرگاه احسان و عواطف نتوانست حضور یابد و به كار خود ادامه دهد آن گاه است كه عقل و عقلا گام در میدان می گذارند و به مدیریت بحران می پردازند تا شرایط تعدیل شود و خانه و خانواده از بحران رهایی یابد.

تأكید قرآن بر عناصر عاطفی در خانواده

آیات قرآن همواره بر عناصر احساسی و عشقی و جنبه های عاطفی تأكید ورزیده است؛ در آیه 781 سوره بقره هر یك از دو سوی معادله یعنی زن و شوهر را پوشش و لباس یك دیگر معرفی می كند كه هم زشتی ها را می پوشاند و هم آنان را زینت می بخشد و از گرما و سرما در امان می دارد. زن و شوهر می بایست این گونه باشند و در كنار هم یكدیگر را بپوشانند و زینت بخشند و از ناملایمات زندگی و توفان های بنیادافكن حفظ كنند.

این نقش برای شوهر بیش تر مورد تأكید است؛ زیرا شوهر دارای قدرت و توان جسمی و زور بیش تر است و خشم وی می تواند تبعات و آثار منفی به دنبال داشته باشد. از این رو شوهر در زندگی باید به جای هرگونه رفتار بیرون از دایره احسان و معروف خودداری كند و نیكی و رفتار هنجاری و پسندیده را اصل در رفتار و كردار خویش قرار دهد.

 

قرآن در آیه 981 سوره اعراف نخست به مسئله یگانگی و تساوی ماهیت زن و مرد اشاره می كند كه هر دو را از نفس واحدی آفریده و از نظر ماهیت هیچ گونه تفاوتی ندارند و آنگاه به هدف زوجیت آنان اشاره كرده می فرماید كه هدف از جفت قراردادن زن و مرد آن بوده كه در كنار هم بتوانند عواطف و احساسات خود را ارضا كنند و به آرامش روحی و روانی و امنیت دست یابند.

 

قرآن آن چنان در روابط زن و شوهر به عواطف و احساسات و عشق و علاقه تاكید می كند كه گویی جز رابطه احسان و عاطفه نمی بایست در میان ایشان رابطه دیگری حكم فرما باشد. به این معنا كه زن و شوهر باید روابط میان خویش را براساس مودت و دوستی و صفا قرار دهند و از رحم و مهرورزی هرگز دریغ نورزند.

مودت و محبت، دوپایه ضروری زندگی

در آیه 12 روم، خداوند ایجاد زوجیت و آفرینش به شكل مكمل بودن را یكی از نشانه های بزرگ خود می شمارد كه آدمی با تامل در آن می تواند به وجود باریتعالی پی ببرد؛ زیرا خداوند چنان زن و شوهر را جفت و مكمل یكدیگر قرار داده كه نمی توانند بدون هم به كمال و بلكه آرامش دست یابند.

ایجاد علاقه و مهر و محبت در میان زن و شوهر به گونه ای كه بتوانند همواره در كنار هم زندگی كنند و دمی از هم دور نگردند و در صورت دوری احساس تنهایی و اضطراب و تشویش نمایند. خود نشانه ای از نشانه های بزرگ خداوند است.

در آیه فوق، معیار زندگی خانوادگی براساس دو اصل مودت و محبت نهاده شده است. مودت به معنای عشق و علاقه درونی و محبت به معنای بروز و ظهور آن به اشكال مختلف است. بنابر این هر كسی كه در جست و جوی آرامش خانوادگی است می بایست این دو معیار را در زندگی خود داشته و حفظ كند كه عبارت از عشق درونی و باطنی و آشكار كردن آن به شكل مهر و محبت است.

البته قرآن در این آیه می فرماید كه خداوند عشق درونی و ابراز آن به شكل محبت و مهر را در آدمی به ودیعت نهاده و هرگاه زن و مردی با هم پیمان زناشویی می بندند به این دو چیز می رسند و خداوند شرایط را به گونه ای فراهم می آورد كه این گونه شوند ولی گاه انسان به علل مختلفی چون دوری از فطرت پاك خویش از این دو چیز در می ماند و اندك اندك شرایط را به گونه ای فراهم می كند كه هم عشق و مودت باطنی از میان می رود و هم امكان ابراز و اظهار آن از دست می رود و این گونه است كه دیگر دركنار همسر خویش احساس آرامش نمی كند. در اینجاست كه حقوق خود را مطرح می سازد تا با بازسازی خانه براساس الگوهای عقلی و عقلایی، زمینه های بازگشت مودت و محبت فراهم آید و زندگی دوباره به مدار مهر و محبت و عشق بازگردد.

هدف از بیان این مطالب در قرآن این است كه همواره احسان و عشق و علاقه و مهر و محبت، به عنوان یك اصل در زندگی حاكم و جاری باشد. زیرا هدف از ایجاد خانواده دست یابی به آرامش روانی و عاطفی است كه بی وجود آن هرگز تحقق نخواهد یافت. هر كسی كه بخواهد به زندگی كامل دست یابد می بایست اصل احسان و عشق و علاقه را مقدم دارد و بیان حقوق تنها برای مدیریت خانواده در برابر بحران است.

اگر میان زن و شوهر، عشق و علاقه و مهر و محبت حكومت كند، دیگر سخن گفتن از حقوق، بی معنا خواهد بود؛ زیراحكومت عاطفه و عشق و مهر، حكومت بر دل هاست و هر كدام از مرد و زن بی اراده در اثر مهر و محبت، به كارهای بزرگ دست می زنند. این را بارها در خصوص مهر مادران نسبت به فرزندان شاهد بوده ایم. چنین حالتی می تواند در میان همسران نیز این گونه رفتارهای بیرون از عقل حسابگر پـدید آورد و مردان، جان خویش را فدای همسران كنند و یا زنان در برابر شوهر خویش ایثارگرانه عمل نمایند.

در روایتی است كه معصوم (ع) به زنی خطاب می كند كه در برابر همسر و جفت خویش كنیز باش تا شوهرت نیز برده تو شود: (كونی له امه یكن لك عبدأ.) معنی این حدیث آن است كه همچنانكه اطاعت دوطرفه است، مهر و محبت و عشق و علاقه نیز دوسویه می باشد و اگر شخصی در برابر همسرش كنیزوار عمل كند شوهر نیز متأثر از عواطف و احساسات همانند بردگان برای او كار می كند و هیچ توقع و انتظار زیاده نخواهد داشت.

زن، خیر

قرآن از همسر خوب و نیكو به خیر تعبیر كرده است.

خیر به معنای چیزی است كه گرایش و رغبت همگانی بدان وجود دارد. به این معنا كه همسر خوب كسی است كه از نظر همگان مورد تایید و توجه است و هر كسی آرزو دارد دارای چنین همسری باشد؛ زیرا ملاك های انسانی را چنان فراهم آورده كه هر انسانی به طور طبیعی آن را می ستاید و می پسندد بطوری كه از نظر زیبایی، انسانی طبیعی و در حد اعتدال كامل است و نقص و عیبی در ظاهر وی نیست. از نظر بینشی و نگرشی و اخلاق فردی و رفتار اجتماعی نیز در مسیر تكاملی قرار دارد و اصول و مبانی فطری را در خود بروز و ظهور داده است. نمونه های عینی آن را قرآن در آسیه (س) و مریم دختر عمران (س) در میان زنان و حضرت ابراهیم (ع) و دیگر پیامبران (ع) در میان مردان مطرح می كند.

زن و مرد، مكمل یكدیگر

 

قرآن زندگی خانوادگی را بهترین و كامل ترین نوع زندگی بر می شمارد و آن را براساس فطرت و غریزه طبیعی انسانی می داند و هرگونه زندگی در بیرون از چارچوب زندگی خانوادگی را زندگی ناقص و معیوب قلمداد می كند، زیرا در تحلیل قرآنی از همان آغاز آفرینش مرد، جفت و زوجی برای همسری وی از نفس و جانش آفریده شده كه افزون بر نیازهای روحی و روانی و جنسی، زمینه تكامل و كمال یك دیگر را فراهم می آورند.

 

زن و مرد در تحلیل قرآنی، موجودی مستقل و دارای روح و روان جداگانه هستند، از این رو هر كسی می بایست پاسخ گوی رفتار و كردار و افكار خویش باشد و هر كسی بار خویش را بر دوش می كشد و در قیامت زن و مرد هر یك جداگانه دارای اراده و خواسته های مستقل خواهند بود و مجازات و پاداش مستقلی می گیرند اما با این وجود در زندگی دنیوی به گونه ای آفریده شده اند كه باید مكمل یك دیگر باشند. به سخن دیگر زن و مرد در زندگی خلقی و دنیوی خویش موجوداتی وابسته به یك دیگر هستند و مرد به عنوان قوام و ستون همسر خویش شناخته می شود كه بدان تكیه كرده به كمال خویش می رسد.

 

از این رو در تحلیل قرآن از زن در دنیا به عنوان جفت و همسر مرد یاد می شود كه باید با تكیه بر مرد و قوامیت او به كمال خویش دست یابد. این گونه است كه زن و مرد به عنوان همسر یكدیگر باید در كنار هم باشند تا به كمال لایق و شایسته خویش برسند وگرنه دچار نقص و كمبود و عیب خواهند بود.

 

معناشناسی احسان و معروف

 

قرآن به دو چیز به عنوان بنیاد و اساس رفتار شوهر در حق زن خویش توجه می دهد و آن عبارت از «احسان» و «معروف» است. احسان از واژه حسن گرفته شده كه در زبان پارسی به معنی نیكی كردن است. این واژه، در حوزه های مختلف، معانی متعدد دارد. با این همه، تمامی معانی گفته شده، در یك امر مشترك می باشد و آن مسئله زیباشناختی به عنوان مؤلفه و مقوم اصلی است. هر چیزی هرچند خیر و خوب باشد، ولی نیكو نیست. نیك و نیكو چیزی است كه از نظر ذوقی و عاطفی و زیبایی، شخص را به وجد و ذوق می آورد. از این رو در واژه حسن و احسان تأكید بسیاری بر جنبه های روان شناختی و زیباشناختی آن شده است. نیكو، هر امر پسندیده ای است كه زیبایی را نیز همراه خود دارد و زمینه اعجاب و شگفتی دیگران را فراهم می كند و عواطف و احساسات آنان را برمی انگیزد.

 

حسن خلق كه در آیات قرآنی از آن سخن به میان آمده و حتی پیامبر با عنوان «علی خلق عظیم» مورد تمجید و ستایش خداوند قرار گرفته به معنای نرم خویی، پاكیزه گفتار بودن و با روی گشاده و زیبا با دیگران برخورد كردن است. (جامع السعادات، ج1، ص306)

 

بنابراین با توجه به كاربردها و مصادیقی كه قرآن برای حسن خلق بیان داشته می توان گفت كه احسان به معنای رفتارها و هنجارهای نیك و حتی فراتر از آن است. اما معروف به معنای هر امر پسندیده عقلایی است كه خردمندان بدان گرایش دارند و از نظر ایشان امری هنجاری و پسندیده است و آن را نیكو شمرده و خواهان دستیابی به آن یا اجرای آن در خود و یا جامعه می باشند.

رفتار پسندیده با زنان

از آن جایی كه فطرت پاك و سالم بشر به نیكی و معروف و پسندیده ها گرایش دارد، خداوند از مؤمنان خواسته است كه در زندگی خویش همواره راه معروف را در پیش گیرند و هرگونه رفتاری بیرون از دایره معروف به عنوان رفتاری جاهلانه معرفی شده است كه دوری شخص از تقوا را نیز به دنبال دارد، زیرا راه كوتاه و آسان دستیابی به تقوا بهره گیری از رفتارهای عرفی و پسندیده عقلایی است كه براساس فطرت می باشد.

بر شوهر است كه در رفتارهای خویش در خانه نسبت به زن، راه معروف و هنجاری را در پیش گیرد و برخلاف رفتارهای نیك و پسندیده عمل نكند.

شوهر چنانچه به هر علتی از زن خویش زده شود و كراهت در جانش رخنه كند و دیگر كشش و میلی به او نداشته باشد؛ باز خداوند از وی خواسته است كه هرگز رفتار معروف و پسندیده را در حق زن ترك نكند.

خداوند در این باره می فرماید: وعاشروهن بالمعروف فان كرهتموهن فعسی ان تكرهوا شیئا و یجعل الله فیه خیراً كثیرا؛ با زنان براساس معروف و پسندیده معاشرت كنید و اگر از آنان خوشتان نیامد.

 

پس شاید چیزی را ناخوش دارید و خداوند در آن برای شما خیر زیاد قرار داده باشد (نساء آیه91)

 

به سخن دیگر در حالت كراهت و ناخوش آمدی نیز می بایست رفتار پسندیده از سوی شوهر ترك نشود. این بدترین حالتی است كه می توان در روابط زن و شوهر تصور كرد؛ به این معنا كه اگر میان زن و شوهر چنان روابط تیره و تار شود كه عشق و جاذبه های عاطفی و روحی دیگر در میان ایشان نباشد و نوعی ناخوشایندی در میان آنان پدید آمده باشد با این همه خداوند باز فرمان می دهد كه در این حالت ناخوشی كه امری قلبی و بیرون از دایره اختیار و قدرت بشر است شوهر باید با رفتار پسندیده خویش حق زن را ادا نماید.

بنابراین حتی در زمانی كه شوهر به طور قلبی و ناخودآگاه از زن خویش خوشش نمی آید در آن زمان نیز نمی بایست رفتار معروف را كنار بگذارد. این همه تأكید قرآن بر رفتارهای احسانی و معروفی از آن روست كه زن از نظر اسلام ریحانه و گل لطیف و نرمی است كه نمی توان با او رفتاری درشت مآبانه و سخت داشت.

شگفت آن كه این رفتار معروف زمانی خواسته شده كه زن متهم به مسائل غیراخلاقی است، با این همه از وی خواسته می شود كه در حق زن خویش، راه معروف و پسندیده را در پیش گیرد و آبروی او را نبرد بلكه معاشرت خوبی داشته باشد.به هر حال خداوند از شوهر خواسته تا در حق زن خویش شیوه احسان و معروف را در پیش گیرد. براین اساس شوهر باید محبت خود را به زن ابراز كند و از پنهان كردن آن بپرهیزد؛ زیرا زنان با شنیدن محبت مردان اعتماد به نفس خاصی می یابند. از این رو پیامبر بزرگوار(ص) می فرماید: این گفته مرد به همسر خویش كه دوستت دارم هیچ گاه از قلب او بیرون نمی رود. (كافی ج5ص965)

هریك از زن و مرد باید به اشكال مختلف مهر و محبت خویش را آشكار سازند. چه این مسئله با گفتن كلمه ای باشد و یا دادن شاخه گلی و یا هر چیزی كه زن از آن خوشش می آید. از این رو حتی خریدن تنقلاتی جزئی و چیزهایی كه زن بدان علاقه مند است یكی از شیوه های بیان و ابراز مهر و محبت بشمار می رود. پیامبر(ص) دراین باره می فرماید: مردی كه برای همسرش لقمه می گیرد نزد خداوند پاداش دارد. (المحجبه البیضاء ج3ص7) به این معنا كه این عمل وی نه تنها بازتاب دنیوی و افزایش مهر و محبت میان زن و شوهر خواهد داشت بلكه بازتاب اخروی نیز به ارمغان می آورد و شخص در آخرت ا زپاداش آن بهره مند می شود.

در روایتی آمده است كه مردی به حضور رسول خدا(ص) رسید و گفت همسری دارم كه هنگام ورود به خانه به استقبالم می آید و چون از خانه خارج می شوم، مرا بدرقه می كند. هرگاه غمگین می شوم، می گوید چه چیزی تو را ناراحت كرده است؟ اگر به خاطر روزی، اندوهناكی، آن را دیگری متكفل است و اگر نگران آخرت هستی، خداوند هم و غم تو را زیادتر كند. رسول خدا(ص) فرمود: «خداوند كارگزارانی دارد و او از كارگزاران خداست. برای او نصف اجر شهید خواهد بود.»

زن، امانت خدا

امام صادق(ع) می فرماید كسی كه زن می گیرد باید او را اكرام كند و گرامیش دارد.

زن از نظر اسلام مهمان محترمی است كه از جنبه احترام، مهمان است و از جهت دخالت در امور زندگی، شریك صاحبخانه (شوهر) و از نظر امور داخلی، مدیر و سرپرست و وقتی بچه دار شود مادر خانواده و مادر اجتماع است، بلكه زن خوب، ملكه ای است در كندوی عسل خانواده.

مرد مسلمان باید متوجه باشد كه با گرفتن زن در واقع مسئولیت سنگین امانتی الهی را بر دوش گرفته است. عنوان «امانت خدا» را اگر تحلیل كنیم به این نتیجه می رسیم كه گویا پیغمبر اسلام(ص) دست بانویی را گرفته و در خانه دامادی آورده و به او گفته است: این امانتی است از جانب خدا كه به دست تو می سپارم. باید او را مطابق امانت خدایی اكرام و احترام كنی و اگر بدرفتاری كرد باید برای خدا صبر و تحمل نمایی.

جالب است كه برخی از مردان خدایی برای یادآوری این مسئولیت سنگین، وقتی می خواهند همسر خود را صدا بزنند او را با عنوان «ای امانت خدا» می خوانند رسول خدا(ص) فرمود: برادرم جبرئیل به من خبر می داد و همواره سفارش زنان را می كرد، تا آنجا كه گمان كردم برای شوهر جایز نیست كه به زنش حتی اف بگوید... شما زنان را به عنوان امانت خدائی گرفته اید (مستدرك 2.155)

 

علی(ع) نیز فرمود: زنان امانت خدا نزد شما هستند. به ایشان زیان نرسانید و بر آنان سخت نگیرید. (همان) (نگاه كنید به كتاب بهشت خانواده، دكتر جواد مصطفوی ج 1ص001)

علامه طباطبائی و همسر فداكار او

یكی از شاگردان علامه طباطبایی نقل می كند: وقتی خدمت استاد علامه طباطبایی بودم، همسرشان تازه فوت كرده بود. گریه ها و بی تابی های ایشان را فراوان مشاهده می نمودم تا این كه به طور خصوصی به ایشان عرض كردم ما صبر و بردباری را باید از شما یاد بگیریم، چطور شما این گونه بی تابی می كنید؟ فرمود: من در طول زندگی، فداكاری ها و از خودگذشتگی های بسیاری را از همسرم دیدم كه نتوانستم جبران كنم. در دوران تحصیلم، مشكلات فراوانی داشتم و مشغول مطالعه و درس بودم و از زندگی خبر نداشتم. همسرم در تمام این مدت، زندگی را به خوبی اداره كرد و كوچك ترین اعتراضی ننمود... من در نوشتن تفسیرالمیزان، مرهون خدمات و فداكاری های همسرم هستم. حال چگونه این محبت ها و خدمت ها و از خودگذشتگی ها را فراموش كنم؟ و دوباره اشكش جاری شد.

 

زن، روح خانه

نقش زن در خانه چنان مهم و سازنده و كلیدی است كه بدون او خانه و كاشانه آدمی روح و صفایی نخواهد داشت. مرد هر چقدر كه دارای توان بدنی و مالی و اعتباری و جایگاه علمی و اجتماعی مهم و بالا باشد به زن به عنوان یك همسر و آرامش بخش نیاز دارد. خانه ای كه در آن زن نباشد همچون بدنی است كه روح ندارد و مسلما بدن بی روح مرده ای است كه به هیچ كار نیاید و امیدی به حیات آن نمی رود.

 

با وجود زن، خانه از گرمی عاطفه و محبت سرشار می شود. تصور كنید كه همسر خانواده برای چند روزی به مسافرت برود، مرد خانه هر شب كه به خانه باز می گردد با خانه ای سرد و بی روح و بی صفا و ساكن و مرده و بی نشاط مواجه می شود و او تازه پس از یك روز كار طاقت فرسا باید چراغ خانه را خود روشن كند و به آن گرمی ببخشد اما هیچ گاه نخواهد توانست جای خالی همسر را پر كند و چه نیكو گفته اند بزرگان كه: به خانه ای كه نه در آن زن است، زندان است.

 

زن، ركن اساسی خانواده

زن از نظر اسلام و قرآن، ركنی از اركان خانواده است. به این معنا كه خانواده براساس زن و شوهر شكل می گیرد؛ با این همه نمی توان نقش كلیدی زن در ایجاد و تحقق خانواده را به هیچ وجه نادیده گرفت. علامه طباطبایی(ره) در این زمینه می نویسد: «زنان، سنگ زیرین و ركن اساسی و علت واقعی انسجام و تشكیل اجتماع خانوادگی انسان ها هستند».

پاداش همسرداری

در اسلام، پاداش ایجاد آرامش در نهاد مقدس خانواده بسیار زیاد است، تا جایی كه پیامبر اكرم(ص)، پاداش فراوانی برای این كار ذكر كرده اند.

 

نقل شده در ماجرای بیعت زنان، یكی از زنان از حضرت پرسید: خداوند جهاد را بر مردان واجب كرده و مردان اگر در راه خدا شهید یا مجروح گردند، پاداش دارند، ولی ما زنان مشغول خانه داری هستیم؟

 

پیامبر خدا فرمود: «بدان، كه نیكو شوهرداری كردن و اداره خانه و خانواده، پاداشی هم وزن و برابر با پاداش مجاهدان در راه خدا دارد». (ر.ك: زن در آینه جلال و جمال، جوادی آملی ص 893)

 

فشار قبر به سبب بد اخلاقی نسبت به زن

یكی از عذاب هایی كه شوهران به سبب رفتار بد و خوی زشت به زن، گرفتار آن می شوند، فشار قبر است. از این رو پیامبر(ص) شوهران را به رفتار پسندیده نسبت به زنانشان سفارش می كرد.

 

شاید معروف ترین و مشهورترین داستان در این باره داستان سعدبن معاذ از یاران آن حضرت(ع) باشد كه بیانات پیامبر(ص) در این باره هشداری شدید به شوهران بداخلاق است.

 

برای شناخت جایگاه و عظمت این صحابی پیامبر(ص) و آثار بدخلقی در زندگی اخروی و پس از مرگ وی تمام حكایت را نقل می كنیم:

 

سعد یكی از یاران بزرگ پیامبر اكرم(ص) و از اهل مدینه بود. او نزد رسول خدا(ص) و مسلمین به طوری احترام داشت كه وقتی سواره می آمد، رسول خدا مسلمین را به استقبالش می فرستاد و خود نیز هنگام ورودش تمام قامت در برابر او بر می خاست. سعد بن معاذ، این یار دلاور پیامبر، در جنگ خندق از خود گذشتگی هایی نشان داد تا آن كه تیری به دستش اصابت كرد و دچار خون ریزی شد.

 

فشار قبر فقط مال آدم های بد نیست

به دستور پیامبر اكرم(ص) در مسجد، خیمه ای برافراشتند و سعد در آن خیمه، تحت درمان قرار گرفت و خود حضرت پرستاری او را عهده دار شد و این دعا را در حق او كرد»: «خدایا! سعد در راه تو جهاد كرد و پیامبرش را تصدیق نمود، روح او را به خوبی بپذیر.»

 

بعد از خاتمه جنگ خندق و محاصره قلعه بنی قریضه، حضرت رسول و میانجی گری جنگ با یهودیان را به سعد واگذار كرد و دستور داد او را بر تختخوابی گذاشتند و پیش یهود آوردند.

 

سعد اینگونه حكم كرد كه: یا رسول الله! مردان ایشان را بكش و زنان و اطفال آنان را اسیر كن و اموالشان را در میان مهاجر و انصار قسمت فرما.

حضرت فرمود: حكمی كردی كه خدا در بالای هفت آسمان چنین حكم كرده بود. بعدها سعد بر اثر خونریزی همان زخم از دنیا رفت.

 

صبح آن روزی كه سعد از دنیا رفت. جبرئیل نازل شد و عرض كرد: یا رسول الله! چه كسی از امت تو از دنیا رفته است، كه فرشتگان آسمان روح او را به یك دیگر مژده می دهند؟

 

عده ای به خدمت حضرت رسول آمدند و گفتند: یا رسول الله سعدبن معاذ رحلت كرده است.

رسول خدا(ص) همراه اصحاب خود برخاستند، ]و به طرف منزل سعد حركت كردند[و در حالی كه در تكیه گاه بودند، امر كردند تا سعد را غسل دهند.

وقتی غسل به پایان رسید و او را حنوط و كفن كرده و به سوی تابوتش حركت دادند رسول خدا پا برهنه و بدون ردا، جنازه را تشیع كرد، حضرت گاهی طرف راست و گاهی جانب چپ تابوت را می گرفت تا آن كه كنار قبرش رسیدند.

آنگاه پیامبر(ص) داخل قبر شد و او را در لحد گذاشته و خشتها را جدا كرد و چید.

حضرت در حین كار می فرمود: «به من سنگ بدهید»؛ «به من گل بدهید»، و با آن ها میان خشت ها را پر می كرد.

 

رسول خدا(ص) چون از این كار فارغ شد و خاك بر روی سعد ریخت و قبر را مرتب كرد فرمود: می دانم كه پوسیدگی به این قبر می رسد، اما پروردگار دوست دارد بنده خدا وقتی كاری را انجام می دهد، آن را محكم و استوار انجام دهد.

 

آنگاه مادر سعدعرضه داشت: گوارا باد بر تو، در این بهشتی كه داخل می شود! رسول خدا(ص) فرمود: هم اكنون فشار قبر، معاذ را دربرگرفت.

 

اصحاب وقتی به چهره پیامبر(ص) نگاه كردند، متعجب شده و سؤال كردند: یا رسول الله، چرا چهره شما منقلب شده؟ حضرت فرمود: هم اكنون قبر آنچنان فشاری بر سینه های سعد وارد كرد كه صدای شكستن استخوانهای سینه سعد را شنیدم.

رسول خدا بعد از دفن سعد مراجعت كرد، مردم عرض كردند: یا رسول الله! ما امروز كارهایی را درباره سعد از شما مشاهده كردیم كه تا به حال درباره هیچ كس دیگر ندیده بودیم كه انجام دهید، بدون ردا، و كفش به دنبال جنازه سعد حركت كردید!

فرمود: فرشتگان آسمان بدون كفش و رداء به تشیع جنازه سعد آمدند، من هم به آنها تأسی كردم.

عرض كردند: شما گاهی جانب راست و گاهی جانب چپ سریر را می گرفتید! فرمود: دست من در دست جبرئیل بود، هر طرف را كه او می گرفت من نیز می گرفتم.

عرض كردند: شما دستور دادید كه سعد را غسل دهند وخود بر جنازه اش نماز خواندید و برای او لحد قرار دادید. پس چطور اینگونه دچار فشار قبر شد؟ حضرت فرمود: البته سعد همه برنامه های دینی اش درست بود غیر از اخلاق خانوادگی كه در خانواده خویش تندخو و بداخلاق بود و این بداخلاقی باعث فشار قبر او شد.

البته ذكر این نكته لازم است كه هر چند در این داستان، «سعد» یك مرد است اما قضیه بدخلقی و آثار وحشتناك آن یعنی فشار قبر همه دارندگان خلق و خوی تند و بد را دربرمی گیرد و زن و مرد نمی شناسد.

 

منبع:سایت راسخون


نوشته شده در شنبه 26 فروردین 1391 توسط بهرنگ امینی
مقام معظم رهبری

درباره سایت
نویسندگان
نظر سنجی
ابر برجسب ها
آمار سایت
Blog Skin