تبلیغات
الف - امر به معروف و نهی از منکر یا نظارت همگانی

الف
گفتم که الف ،گفت دگر؟گفتم هیچ. در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

تبادل لینک اتوماتیک

دولتها و حکومتها در کشورهای مختلف جهان پس از جعل قانون، برای اجرا و پیاده نمودن آن، سازمانهائی را به وجود می آورند تا ازتخلفات جلوگیری شود ولی با آن همه امکانات که در اختیار دارند، توان اجرایی وکاربرد عملی آنها در محدوده خاصی است که در خارج از آن محدوده هیچ گونه نقش واطلاعی ندارند و در رابطه با درون خانواده ها، گروههای همفکر و هم عقیده ومخفی گاه ها نمی توانند نقشی داشته باشند. همچنین اگر عده و گروهی به اقتضای آشنائی، رفاقت و هم سوئی، تخلفی بنمایند و دیگران هم ناظر آن باشند، همگی خودرامسوول جلوگیری از تخلف نمی دانند، تنها افراد خاص هستند که در شرائط ویژه می توانند جلوگیری کنند.

اما یکی از قوانین افتخارآمیز اسلامی این است که در رابطه با «امر به معروف ونهی از منکر» به صورت عرضی و طولی قانونگذاری شده است، درحالی که خود ازقوانین الهی است و با پشتوانه الهی و ایمان و اعتقاد قلبی مستحکم هست و تخلف ازآن و کوچک شمردن آن، گناهی بزرگ و در عرض همه قوانین اسلام می باشد، از جهت دیگرپشتوانه و عامل و ضامن اجرایی سایر قوانین بوده ناظر بر تک تک قوانین و فرد فردجامعه است.

اسلام در این مترقیانه ترین قانون، تمام افراد مسلمان رامسوول دانسته و هیچ گونه محدوده ای برای آن مشخص نکرده است جز این که در موارد و شرائط مختلف و متفاوت،طبعا روشهای اعمال و اجرای این قانون و نظارت بر اجرای قوانین سبک ویژه و مخصوص به خود را خواهد داشت که در جای خود در مبحث شرائط، مراتب و روشها مورد گفتگو وبررسی قرار می گیرد.

کاربرد این نظارت همگانی (امر به معروف و نهی از منکر) محدوده خاص ندارد وحتی در درون کانون خانواده ها، چنانچه پدر یا مادری تخلف از قانون کنند، فرزندان وظیفه دارند بارعایت شرائط و مراتب و کیفیت انجام این وظیفه، آنان را از تخلف باز دارند و برعکس نیز (به طریق اولی) چنین است.

در کاربرد این قانون الهی، دولت و امت، افراد حکومت و اعضای عامه مردم وظیفه متقابل دارند که ضامن اجرای قوانین و حافظ مصالح یکدیگر و با حفظ شرائط و مراتب در مقابل تخلفها بایستند. تا آنجا که امام امیرالمومنین(ع) در اهمیت این قانون می فرماید:

«ما اعمال البر کلها والجهاد فی سبیل الله عند الامر بالمعروف و النهی عن المنکر الا کنفثه فی بحر لجی » (1) .

«کلیه کارهای نیک و جهاد در راه خدا در مقایسه با امر به معروف و نهی ازمنکر، نیستند جز همانند دمای دهن در برابر اقیانوسی بی کران ».

زیرا علاوه بر این که این قانون، خود از قوانین الهی است، ناظر به همه قوانین و حافظ و ضامن اجرای آنها می باشد.

در عظمت و اهمیت آن همین بس که مولای آزادگان جهان و سرور شهیدان، حضرت امام حسین(ع) هدف از قیام و نهضت خود را در وصیتنامه تاریخی خویش چنین بیان می کند:

«ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر».

«من در این قیام می خواهم امر به معروف و نهی از منکر نمایم ».

بنابراین چون تخلف ها، منکرات و مفاسد به یک صورت و شکل و شرائط نیستند، لازم است ترتیبی اتخاذ گردد که دربازداری و نهی از آنها در هر شرائطی موفق گردیم وچون در شناخت و آگاهی از معروف افراد و گروه ها در شرائط مختلف ممکن است تشخیص هاو برداشتهای گوناگونی داشته باشند، ضروری است که برای هر شرائط امکانات آگاهاندن وارشاد و امر به معروف را نیز در اختیار داشته باشیم و آن بدین صورت است که اولا بر فردفرد جامعه مسوول اسلامی فرض و واجب باشد که «کلکم راع و کلکم مسوول عن رعیته » (2) . و ثانیا: گروهی گزینش شده، متشکل، منسجم، قدرتمند، خیرخواه، باتقوا، آگاه به معروف و منکر و عالم به قوانین و آموزش های لازم رادیده، وجود داشته باشند که عالمانه و قدرتمندانه جامعه را به سوی زیبائیها ومعروف سوق دهند و از زشتیها و مفاسد و منکرات باز دارند و ناظر بر اجرای صحیح قوانین در میان امت باشند. و هرگاه امر به معروف و جلوگیری از مفاسد و منکرات،از قدرت فرد و افراد خارج باشد، این گروه وارد عمل گردند وگلستان جامعه را ازخار و خس ها بزدایند. و بذر گل و زیبائی بپاشند.

خطر دشمنان درونی و برونی

تردیدی نیست که قدرتها و حکومتهای شیطانی واستعماری، بیش از هر چیز از فرهنگ انقلاب که همان فرهنگ اسلام است، واهمه و هراس دارند و اگر حمله و هجوم آورده اند، فرهنگ ما را نشانه و هدف گرفته اند اگر ما ازفرهنگ اسلامی خویش دست برداریم، یا حداقل مثل بسیاری از کشورهای (به اصطلاح)

اسلامی، تظاهر به اسلام کنیم و در عمل به قوانین حقیقی اسلام، سهل انگاری و کوتاهی نمائیم کاری با ما نخواهند داشت.

اکنون برای مقابله با این هجوم و ستیزه بهترین راه و وسیله و روش و عملکردخود ما و محافظت از فرهنگ الهی اسلامی انقلابمان است و یکی از عالیترین وموثرترین روشها عمل و اجرای صحیح و دقیق قانون امر به معروف و نهی از منکرمی باشد و گرنه به تدریج بر ما همان خواهد رفت که بر پیشینیان.

زمینه مفاسد و منکرات

علاوه بر کوششهای همه جانبه دشمنان اسلام و افراد آلوده ومفسده جو، این نکته نیز گفتنی است که زمینه فساد و آلودگی و عوامل به وجودآورنده انحراف، به طور نسبی در افراد وجود دارد و کسی نمی تواند این حقیقت راانکار نماید. و مفاسد و انحرافات، به شعله و شراره آتش می مانند که اگر خاموش وکنترل نگردد، دامنه آن همه چیز را فرا خواهد گرفت و به خاکستر مبدل خواهد کرد،که بحث پیرامون وجوب عقلی قانون (امر به معروف و نهی از منکر) علاوه بر وجوب شرعی و تعبدی، خود بحثی جالب و جای تردید وانکار نیست (3) .

و در این رابطه پیامبر(ص) فرمودند:

«یک گنه کار در میان مردم مانند کسی است که با گروهی سوار کشتی می شود وهنگامی که در وسط دریا قرار می گیرد به سوراخ کردن کشتی در جایگاه خویش می پردازد، اگر دیگران او را از این کار خطرناک باز ندارند، آب به کشتی نفوذکرده، همگی غرق می گردند» (4) .

و گفته مرحوم «شهید ثانی »: «وهو واجب علی مقتضی قواعدالعدل » «طبق اقتضای اجرای عدالت، عقلا و شرعا باید امر به معروف و نهی از منکر اجرا گردد». و ترک آن مساوی با ترک عدالت و تباهی و هلاکت برای خود و جامعه خواهد بود.

واکنش سهل انگاری و کوتاهی

گرچه تاریخ جهان مشحون از شواهدی است که چگونه باسکوت و بی تفاوتی گروهی(حتی دانایان)، ظلم و فساد دامنگیر همگان شده و نیکان نیزدر آتش زشتکاران سوخته اند. و به خاکستر مبدل گشته اند؟ اما ما در اینجا به طوربسیار کوتاه و فشرده به برخی از اخطارها که از ناحیه پیشوایان معصوم علیهم السلام رسیده است که هم تاریخ را دربر دارند و هم مرتبط با وحی بوده و کاملترین انسانها هستندمی پردازیم تا به اهمیت موضوع بیشتر پی برده و خطرهائی را که در ترک یاسهل انگاری این قانون هست، متذکر شویم و تاریخ تلخی را تکرار ننمائیم. و رسالت خویش را در برابر اسلام و جهانیان به خوبی ابلاغ کنیم.

رسول اکرم(ص) فرمودند: «لا تزال الناس بخیر ما امروا بالمعروف و نهواعن المنکرو تعاونوا علی البر و التقوی فاذا لم تفعلوا ذلک نزعت منهم البرکات و سلط بعضهم علی بعض و لم یکن لهم ناصر فی الارض و لا فی السماء» (5) .

«همیشه و همواره مردم در خیر و نیکی به سر خواهند برد مادام که امر به معروف و نهی از منکر نمایند و در نیکی و نیکوکاری و تقوا، همیاری و همکاری داشته باشند. پس اگر چنین نکردند، برکات از آنان سلب خواهد شد و برخی از آنان بر بعضی دیگر مسلط خواهند گشت و در آن صورت یاوری در زمین و آسمان نخواهند داشت ».

حضرت امام علی(ع) در وصیت خود به امام حسن(ع) فرمودند:

«لا تترکواالامر بالمعروف والنهی عن المنکر فیولی علیکم اشرارکم ثم تدعون فلایستجاب لکم » (6) .

«امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید، که در آن صورت اشرار جامعه تان برشما حکومت خواهند یافت سپس هر چه دعا کنید واز خدا یاری بطلبید مستجاب نخواهدشد».

و در مور دیگر فرمودند:

«انما هلک من کان قبلکم حیث ما عملوا من المعاصی و لم ینههم الربانیون والاحبار عن ذلک و انهم لا تمادوا من المعاصی و لم ینههم الربانیون و الاحبار عن ذلک نزلت بهم العقوبات. فامروا بالمعروف و انهوا عن المنکر واعلموا ان الامربالمعروف و النهی عن المنکر لم یقربا اجلا و لم یقطعا رزقا» (7) .

«کسانی که قبل از شما زندگی می کردند، بی تردید هنگامی به هلاکت و بدبختی رسیدند که هرگاه دست به زشتیها و معاصی می آلودند، علما و دانشمندان وخداشناسان، آنان را از این اعمال باز نمی داشتند (نهی از منکر نمی کردند) و به درستی که آنان چون در کارهای زشت فرو رفته و آن را ادامه دادند و خداپرستان ودانشمندان آنان را جلوگیری نکردند، کیفرها و عقوبتها و بلاها همه برآنان نازل شده، پس امر به معروف و نهی از منکر کنید و بدانید که مسلما امر به معروف و نهی از منکر، اجلی را نزدیک نمی کند و روزی کسی را قطع نمی نماید».

در این رابطه حضرت امام باقر(ع) می فرماید:

«یکون فی آخرالزمان قوم یتبع فیهم قوم مراوون، ینفرون و ینسکون، حدثاء،سفهاء لا یوجبون امرا بمعروف و لا نهیا عن منکر الا اذا آمنوا الضرر یطلبون لانفسهم الرخص و المعاذیر یتبعون زلات العلماء و فساد عملهم یقبلون علی الصلاه و الصیام ما لا یکلمهم (8) فی نفس و لا مال و لو اضرت الصلاه بسائر ما یعملون باموالهم وابدانهم لرفضوها کما رفضوا اسمی الفرائض و اشرفها، ان الامر بالمعروف و النهی عن المنکر فریضه عظیمه بها تقام الفراض، هنالک یتم غضب الله عزوجل علیهم فیعمهم بعقابه فیهلک الابرار فی دارالفجار(الاشهدا) والصغار فی دارالکبار، ان الامربالمعروف و النهی عن المنکر سبیل الانبیا، و منهاج الصلحاء، فریضه عظیمه بهاتقام الفرائض و تامن المذاهب و تحل المکاسب، و ترد المظالم و تعمر الارض وینتصف من الاعداء و یستقیم الامر» (9) .

«در آخرالزمان گروهی خواهد بود و در میان آنان عده ای مورد اطاعت و پیروی قرار می گیرند که افرادی ریاکار هستند، نماز می خوانند و حج می روند، تازه به دوران رسیده هائی سفهیند، امر به معروف و نهی از منکر را واجب نمی شمرند مگرهنگامی که از هر ضرری در امان باشند، برای خود به دنبال بهانه ها و عذر می گردند(تا امر به معروف و نهی از منکر نکنند) از لغزشهای دانشمندان و بدی رفتار آنان پیروی می کنند. به نماز و روزه روی می آورند مادام که برای جان و مالشان زحمتی ومشکلی و حرفی نباشد و اگر از طریق اقامه نماز یا دیگر اعمالشان به اموال واهدافشان ضرری برسد، حتما نماز را کنار خواهند گذاشت، همچنان که پرنام ونشان ترین و شریفترین واجب ها(امر به معروف و نهی از منکر) را به کنار نهادند. به درستی که امر به معروف و نهی از منکر، فریضه بسیار عظیم و بزرگی است که به واسطه آن سایر فرائض و واجبات عملی واحیاء میگردد (دراین صورت که این فریضه بزرگ را ترک کردند) عموما به کیفر و عقاب الهی مبتلا گشته، خشم و غضب خداوندی درحدی بسیار سخت آنان را فرا خواهد گرفت، در نتیجه ابرار و نیکان در کنار و خانه فجار و اشرار به هلاکت خواهند رسید و کوچک ها در خانه و کنار بزرگترها، هلاک خواهند شد. در حقیقت راه امر به معروف و نهی از منکر، راه پیامبران و روش صالحان است، فریضه عظیمی است که به وسیله آن سایر فرائض اقامه می گردد و راه ها وجاده ها و مسلکها امن می گردد و از طریق مشروع و حلال، کسب و کارها رواج می یابد وحق مظلومان از ستمکران باز ستانده می شود و زمین آباد می گردد و حق از دشمنان به طور عادلانه گرفته می شود و امور افراد و حکومت مستحکم می گردد».

آنگاه امام(ع) در ادامه بیانشان می فرمایند:

«پس منکرات و بدیها را در دل منفور بدانید و با سخنان و کلماتتان حق رااظهار کنید و بگوئید و بر فاسدان و زشتکاران، فریاد بکشید و در راه خدا (واجرای اوامر الهی برای مصالح مردم) از سرزنش هیچ سرزنش کننده ای نهراسید» (10) .

دراین باره روایات و احادیث بسیار و در رابطه با عظمت، ارزش و نقش این قانون حیاتبخش به قدری از پیشوایان معصوم علیهم السلام فرمان و دستور رسیده است که خود کتاب مجزاو مبسوطی را می طلبد که محققان و طالبان، به کتب حدیث و سیره و تاریخ و فقه مراجعه خواهند کرد.

بنابر این اگر می خواهیم که سنت الهی تاریخ بر ضد ما پیاده نگردد، مانند بنی اسرائیل مورد لعن و نفرین خداوندی و پیامبران علیهم السلام قرار نگیریم، مستوجب کیفر وعذاب طبیعی نگردیم، جامعه ای انسانی با فرهنگی والا و الهی تشکیل دهیم و محیط رابرای شکوفائی استعدادهای الهی فرزندان آماده سازیم، و قوانین الهی را به خوبی پیاده کنیم، لازم است هرچه جدی تر، بدون وقفه و بدون سستی در اجرای این قانون عدالت گستر و زندگی ساز بکوشیم.

این ساده اندیشی است که برخی از دانشمندان به بهانه این که لازم است جذب کنیم،سخت گیری نکنیم. و... همواره زشتیها و منکرات را می بینند و هیچ گونه حرکت وانکاری از خود نشان نمی دهند و گمان می کنند که اگر مداهنه و نوعی سازشکاری کردند، افراد آلوده و فاسد و زشتکار، شرم خواهند کرد و مجذوب روش و اخلاق ماخواهند گشت. ولی چنین نیست، بلکه اولا: آنان به این مقدار قانع نخواهند بودواجرای مفاسد بیشتری را می طلبند و انجام هرگونه خلاف را آزادی می دانند و از این که ما خود، آن فساد را انجام نمی دهیم ناراحت خواهند بود و بر ما خرده خواهندگرفت و ما را روشنفکر نخواهند دانست.

ثانیا: این مداهنه ما موجب می شود که قبح گناهان و تخلفها از بین برود و باعادت کردن به کردارهای بد، تدریجا اشاعه فحشا نیز عادی گردد تا آنجا که اصلا«منکر» منکر معرفی نشود واگر افراد جامعه به اینجا رسیدند، هیچ امیدی برای حق، عدالت و انسانیت باقی نخواهد بود.

البته جای انکار نیست که یکی از مقدسترین اهداف اجتماعی ما این است که تاآنجا که ممکن باشد، باید در اصلاح افراد و جذب آنان، ارشاد و هدایت آنان بکوشیم و این خود نیز خارج از باب امر به معروف و نهی از منکر نمی باشد و بلکه در متن آن و از ثمرات آن است.

ادامه دارد

پی نوشتها:

1- نهج البلاغه، کلمات قصار، 366، فیض الاسلام.

2- حدیث مشهور نبوی: «همه شما انسانها همچون چوپانی، دربرابر دیگران که مانند رعیت شما هستند، مسوولید»

3- گرچه نیازی نیست که در این باره(با هدایت عقلی که دارد) از دیگران شاهد بیاوریم ولی خوشبختانه بزرگان علم و فقاهت در این زمینه اظهار نظر فرموده اند که به کتابهای: الاقتصاد شیخ طوسی، سرائر،لمعه الدمشقیه، المهذب البارع، که این قانون را«اعظم فرائض الاسلام و اهمها» نامیده. روضه البهیه، و مجمع الفائده و سایر کتب مراجعه شود.

4- تفسیر نمونه، ج 3، ص 37.

5- تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، 460ه -المقنعه، مفید(ره) 966ه - و در وسائل الشیعه با تفاوت «لاتزال امتی بخیر» آمده است.

6- نهج البلاغه، فیض الاسلام، نامه 47.

7- کافی، کلینی، 328ه ، و وسائل الشیعه، ج 6، ص 359.

8- ممکن است لا یکلفهم باشد که بر اثر نقل نسخ گویا، لا یکلمهم شده است با توجه به این که در نگارش، بسیار به هم شباهت دارند.

9- مدارک قبل.

10- برای اطلاع از ادامه حدیث دیگر به کتب کافی، وسائل الشیعه، تهذیب الاحکام،و... مراجعه کنید. 



نوشته شده در پنجشنبه 31 فروردین 1391 توسط بهرنگ امینی
مقام معظم رهبری

درباره سایت
نویسندگان
نظر سنجی
ابر برجسب ها
آمار سایت
Blog Skin