تبلیغات
الف - احقیت و اولویت على علیه السلام به خلافت با توجه به قرابت و نسب

الف
گفتم که الف ،گفت دگر؟گفتم هیچ. در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

تبادل لینک اتوماتیک

پس از وفات رسول اکرم (ص) سعد بن عباده انصارى مدعى خلافت شد و گروهى از افراد قبیله اش دور او را گرفتند، سعد و اتباع وى محل سقیفه را براى اینکار انتخاب کرده بودند، تا آنکه ابوبکر و عمر و ابوعبیده جراح آمدند و مردم را از توجه به سعدبن ابى عباده بازداشتند و از حاضرین براى ابوبکر بیعت گرفتند، در این مجمع سخنانى میان مهاجران و انصار رد و بدل شد و عوامل مختلفى در تعیین سرنوشت نهائى این جلسه تأثیر داشت.

یکى از به اصطلاح برگهاى برنده اى که مهاجران و طرفداران ابوبکر مورد استفاده قرار دادند این بود که پیغمبر اکرم (ص) از قریش است و ما از طائفه پیغمبریم.

ابن ابى الحدید در ذیل شرح خطبه 67 مى گوید: عمر به انصار گفت: " عرب هرگز به امارت و حکومت شما راضى نمى شود زیرا پیغمبر از قبیله شما نیست، ولى عرب قطعاً از اینکه مردى از فامیل پیغمبر (ص) حکومت کند، امتناع نخواهد کرد... کیست که بتواند با ما در مورد حکومت و میراث محمدى معارضه کند و حال آنکه ما نزدیکان و خویشاوندان او هستیم ".

و باز چنانکه مى دانیم على (ع) در حین این ماجراها مشغول وظائف شخصى خود در مورد جنازه پیغمبر (ص) بود. پس از پایان این جریان على (ع) از افرادى که در آن مجمع حضور داشتند استدلالهاى طرفین را پرسید و استدلال هر دو طرف را انتقاد کرد و رد کرد. سخنان على (ع) در اینجا همانها است که سید رضى آنها را در خطبه 67 آورده است.

على (ع) پرسید، انصار چه مى گفتند؟

- گفتند: حکمفرمائى از ما و حکمفرماى دیگرى از شما باشد.

- چرا شما بر رد نظریه آنها به سفارشهاى پیغمبر اکرم درباره آنها استدلال نکردید که فرمود: با نیکان انصار نیکى کنید و از بدان آنان درگذرید؟!

- اینها چه جور دلیل مى شود؟

- اگر بنا بود حکومت با آنان باشد، سفارش درباره آنان معنى نداشت، اینکه به دیگران درباره آنان سفارش شده است دلیل است که حکومت با غیر آنان است.

- خوب! قریش چه مى گفتند؟

استدلال قریش این بود که آنها شاخه اى از درختى هستند که پیغمبر اکرم (ص) نیز شاخه دیگر از آن درخت است.

- «احتجوا بالشجره و اضاعوا الثمره» با انتساب خود به شجره وجود پیغمبر (ص) براى صلاحیت خود استدلال کردند اما میوه را ضایع ساختند. یعنى اگر شجره نسبت معتبر است، دیگران شاخه اى از آن درخت مى باشند که پیغمبر یکى از آن شاخه هاى آن است اما اهل بیت پیغمبر میوه آن شاخه اند.

در خطبه 160 و دیگر، از قبیل نص و لیاقت و افضلیت گذشته، اگر همان قرابت و نسب را که مورد استناد دیگران است، ملاک قرار دهیم، باز من از مدعیان خلافت اولایم.

 منبع :استاد مطهرى ،سیرى در نهج البلاغه 151-146


نوشته شده در سه شنبه 16 خرداد 1391 توسط بهرنگ امینی
مقام معظم رهبری

درباره سایت
نویسندگان
نظر سنجی
ابر برجسب ها
آمار سایت
Blog Skin