تبلیغات
الف - سیمای فاطمه زهرا (سلام الله علیها)در قرآن کریم

الف
گفتم که الف ،گفت دگر؟گفتم هیچ. در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

تبادل لینک اتوماتیک


بعضی از آیات شریفه ­قرآن کریم تنها بر شخصیت حضرت زهرا (سلام الله علیها)دلالت دارد و بعضی ناظر به مقام و منزلت اهل بیت رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) است که زهرای مرضیه (سلام الله علیها) از جمله آنان است که به اختصار هجده آیه به مناسبت هجده بهار از زندگی از حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)انتخاب گردیده است.
(1)- ]  ذلِكَ الَّذی یُبَشِّرُ اللَّهُ عِبادَهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهََ فِی الْقُرْبى‏ وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَهً نَزِدْ لَهُ فیها حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ * ام یقولون افتری علی الله کذباً فان یشاء یختم علی قلبک و یمح الحق بکلماته انه علیم بذات الصدور[.[2]
(این بهشت ابد) همان است که خدا به بندگانی که ایمان آورده و نیکوکار شدند بشارت آن را داده است بگو : من از شما اجر و رسالت جز این نخواهم که مودت و دوستی و محبت مرا در حق خویشاوندانم منظور دارید و هر که کار نیکو انجام دهد ما بر نیکوئیش بیفزائیم که خداوند بسیار آمرزنده و پذیرنده ی شکر بندگان است* بلکه (مردم نادان) خواهد گفت: که محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) بر خدا دروغ بست ( که محبت اهل بیت را بر مردم واجب کرد) که اگر خدا بخواهد بر قلب تو مهر می نهد و به کلمات وحی خود سخن باطل را محو و نابود و حق را ثابت و بر قرار می گرداند که خدا به اسرار دل های خلق آگاه است.
پاداش رسالت
در این آیه ی شریفه خدا به پیامبر برگزیده اش فرمان داده است تا به امت بگودی: برای انجام رسالت خویش پاداشی از شما نمی خواهم مگر آن که شما باید با نزدیکان من بر اساس محبت و مهربانی رفتار نمائید.
علاوه بر سخنان امامان و معصومین : انبوه روایات در کتاب های تشیع و تسنن بیان گر این است که منظور از واژه ی «قربی»[3] نزدیکان پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) است و نام های نزدیکان حضرت را ذکر کرده اند.
(2)- ] إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكمُ‏ْ تَطْهِیرًا [[4]
خدا فقط می­خواهد از شما اهل بیت رجس و پلیدی را ببرد و شما را به بهترین وجه پاک گرداند.
آیه­ی تطهیر به صریح ترین وجه و با تاکیدهای فراوان، بر طهارت اهل بیت : گواهی می­دهد. و روایات بسیاری بر طهارت و عصمت اهل بیت : شهادت       می­دهد.
در میان آیاتی که شخصیت والا و الهی اهل بیت : را به امت اسلامی معرفی می­کند، آیه­ی تطهیر جایگاه ویژه و بسیار قابل توجهی دارد. طهارت روحی به معنای خاص آن که چیزی جز مقام عصمت نیست، محور اساسی در این آیه است، و این مساله ای بسیار اساسی در معرفی اهل بیت : به ویژه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و ملاک مهمی در مرز بندی های کلامی و اعتقادی است.
علاوه بر آن پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) در مورد فاطمه (سلام الله علیها) فرمود:
فاطمه بضعه منی فمن اغضبها اغضبنی[5] ؛ فاطمه پاره تن من است ، هر کس او را خشمگین کند مرا خشمگین کرده است.
و نیز فرمود: یا فاطمه الله یغضب لغضبک و یرضی لرضاک[6] ؛ فاطمه خدا برای غضب تو غضب می کند و راضی است جایی که تو راضی باشی .
پس غضب و رضای فاطمه (سلام الله علیها)با غضب و رضای حق تعالی برابر است و این یعنی عبودیت محض و مقام عصمت که از جلوه های حق تعالی است.
امام علی (علیه السلام) با استناد به آیه­ی تطهیر ، عصمت و طهارت زهرای مرضیه (سلام الله علیها)را یاد آور می شود. پس از آن که خلیفه­ی اول با فاطمه (سلام الله علیها)به منازعه برخاست و فدک را که در اختیار آن حضرت بود مصادره کرد و اعتنایی به دعاوی آن حضرت نکرد و شاهدانش را قبول ننمود، حضرت علی (علیه السلام) فرمود:
اگر کسی ادعا کند که (نعوذ بالله) زهرا مرتکب منکر شده است و بر ادعای خود شاهدانی هم بیاورد و تو او را تصدیق کنی، کتاب خدا را تکذیب کرده ای، زیرا      آیه ی تطهیر شهادت خدا بر طهارت زهراست.»[7]
(3)- ] تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكمُ‏ْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُمْ وَ أَنفُسَنَا وَ أَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتهَِلْ َنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلىَ الْكَاذِبِینَ [[8]
بیایید فرزندان ، زنان و خودمان را بخوانیم، سپس مباهله کرده (در حق یکدیگر نفرین کنیم) تا دروغگو و کافران را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازیم.
آیه­ی مباهله درباره­ی مسیحیان نجران نازل شده است، آنان که عیسی(علیه السلام) را فرزند خدا می­دانستند و تولد فرزندی بدون پدر را باور نمی­کردند و به سخنان پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) درباره­ی تولد حضرت عیسی (علیه السلام) اعتراض می­کردند.
پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) به مسیحیان نجران فرمود: طرفین دست به سوی آسمان بلند کنیم و از خداوند بخواهیم که جبهه­ی حق را پیروز گرداند و جبهه­ی باطل و دروغگو را ریشه کن نماید.
چنین دعواتی از سوی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) دلالت بر اطمینان آن حضرت به حقانیت خویش و پیروزی در این هماورد دارد. پس از قرار مباهله، اسقف نجران به نمایندگان خود گفت: اگر مشاهده کردید که محمد تنها با فرزندان و اهل بیتش آمده، از مباهله با او خودداری کنید.
مسیحیان در روز موعود در محل مورد نظر و در بیابان حاضر شدند و دست علی (علیه السلام) را در دست پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) و حسن (علیه السلام) و حسین (علیه السلام) را در حالی که مقابل آن حضرت حرکت می کردند و فاطمه (سلام الله علیها)را که پشت سرشان حرکت می کرد مشاهده کردند.[9]
پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) عرض کرد: « اللهم هولاء اهلی»[10] پروردگارا اینان اهل بیت من هستند.
پس رو به آنان کرده فرمود: چون من دعا کردم شما آمین بگوئید.[11]
هنگامی که همراهان پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) به رئیس گروه علمای نجران معرفی شدند ترس سراسر وجودش را فرا گرفت و چون آن حضرت را به شیوه ی پیامبران در مجلس مباهله یافت[12] به همراهان خود گفت:
ای جماعت نصرانیان! صورت هایی را می بینم که اگر از خدا بخواهند کوهی را از زمین بر کند به دعای آنان بر می کند. با اینان مباهله مکنید که هلاک خواهید شد و تا روز قیامت دیگر نصرانی در روی زمین باقی نخواهد ماند.
فخر رازی ضمن نقل این ماجرا می گوید: مفسران در صحت این حدیث اتفاق نظر دارند.[13]
پس از امتناع اهل نجران از مباهله، مصالحه ای مبنی بر پرداخت خراج از سوی آنان به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) انجام گرفت.[14]
در پایان بحث، نکاتی را یاد آور می شویم:
الف) پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) با آوردن حضرت زهرا (سلام الله علیها)در این واقعه مهم اجتماعی به خصوص با توجه به و ضعیت اسفبار زنان در میان اعراب، نقش حضور زنان درصحنه های مهم اجتماعی را یادآور می شود.[15]
ب) نفرین پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم)و نزول عذاب الهی پس از طی مراحلی از تبلیغ دین، موعظه و اقامه ی دلیل و برهان انجام می گیرد.
ج) استدلال پیامبر با مخالفان ، پس از تعلیم از جانب خداوند صورت می­گیرد و پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) بدون تعلیم الهی چیزی از خود ندارد ، چنان چه خداوند در آیه­ی شریفه می­فرماید:« و علمک ما لم تکن تعلم»[16] آن چه را که نمی­ دانستی خداوند به تو آموخت.
د) این آیه یکی از دلایلی است که اثبات می کند امام حسن و امام حسین 8 هر چند از ناحیه ی دختر به پیامبر  (صلی الله علیه و آله وسلم)منتسبند، اما فرزندان آن حضرت محسوب می شوند، چنانچه از آیات شریفه: « و وهبنا له اسحق و یعقوب کلا هدینا و نوحاً هدینا من قبل و من ذریته داوود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون و کذلک نجزی المحسنین* و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس کل ن الصالحین»[17] استفاده می شود که حضرت عیسی (علیه السلام) که از ناحیه­ی مادر به حضرت ابراهیم (علیه السلام) منتسب است.[18] از ذریه حضرت ابراهیم (علیه السلام) است. از این رو اشکالی که برخی از مخالفان اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) مطرح کرده اند که چرا حسنین 8 را فرزند پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم)می­خوانید پاسخ داده می شود.
(4)- ] إِنَّا أَعْطَیْنَاكَ الْكَوْثَرَ * فَصَلّ‏ِ لِرَبِّكَ وَ انحَْرْ * إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْترَُ [[19]
ای رسول، ما کوثر (عطای بسیار) را به تو عطا کردیم(بخشیدیم) پس به      شکرانه­ی این نعمت، برای پروردگارت نماز بگذار و شتر قربانی کن، همانا که (محققاً) دشمن(بدگوی) تو ابتر و مقطوع النسل است.
این سوره که کوتاه ترین سوره قرآن کریم است در مکه نازل شده است. زمانی که عبدالله و قاسم دو فرزند رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) وفات کردند، دشمنان آن حضرت برای تضعیف روحیه­ی ایشان زبان به طعن و شماتت گشودند و عاص بن وائل پیغمبر خاتم را ابتر خواند.[20]
خداوند حکیم در قرآن کریم پیامبرش را این چنین خشنود نمود:
ما کوثر را به تو عطا کردیم ، پس به شکرانه­ی این نعمت، برای پروردگارت نماز بگذار و شتر قربانی کن، همانا که دشمن تو ابتر و مقطوع النسل است.
برای کلمه­ی کوثر در این سوره بیش از 25 معنا و احتمال مطرح کرده اند.[21]
که از جمله­ی آنها می­توان به چشمه­ای در بهشت و حوض کوثر که در روایات شیعه و سنی به چشم می­خورد اشاره کرد.[22]
قرطبی، مفسر مشهور اهل سنت علی رغم آن که بین این دو معنا و آیات دیگر سوره تناسبی را نمی بیند و بدان اعتراف دارد با این وجود چون معانی دیگر کوثر مؤیدی از روایات نیافته همین دو معنا و احتمال را برگزیده است.[23]
از دیدگاه مفسر عالی قدر شیعه، علامه طباطبایی 1 مناسب ترین معنا، با توجه به معنای آخرین آیه – که دشمن آن حضرت را ابتر معرفی کرده و مایه­ی دلگرمی و آرامش خاطر رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم)شده و طبعاً وجود آن لغو و بی فایده نمی باشد- کثرت ذریه­ی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم)است.
اگر «خیر کثیر» هم مراد باشد، یقیناً یکی از مصادیق آن فراوانی نسل آن حضرت است[24] که نوید اعطای فرزندان فاطمه (سلام الله علیها) به عنوان ذریه رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) به آن حضرت داده می­شود.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم)مامور می شود به شکرانه­ی این نعمت بزرگ ، در پیشگاه با عظمت خدای سبحان سر تعظیم فرود آورده، نماز گذارد و قربانی نماید.
معنای دیگری نیز در روایات شیعه و سنی درباره­ی «وانحر» آمده که عبارت است از: بلند کردن دست ها تا مقابل گوش ها به هنگام تکبیر گفتن در نماز.
امیرالمومنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) چنین می فرماید: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) هنگام نزول سوره کوثر به جبرئیل فرمود: « این قربانی که پروردگارم مرا مامور بدان فرموده چیست»؟
جبرئیل پاسخ داد:
قربانی نیست بلکه به تو امر می­کند ، هنگام نمازکه احرام نماز بستی – یعنی با گفتن تکبیره الاحرام وارد نماز شدی – هنگام تکبیر آغاز نماز و تکبیر قبل از رکوع و نیز تکبیر بعد از رکوع ، دستانت را (تا برابر گوشها) بلند کنی که نماز ما و نماز فرشتگان در آسمان های هفتگانه چنین است . برای هر چیزی زینتی است و زینت نماز بلند کردن دستها هنگام گفتن هر تکبیر است که این عمل نشانه آرامش و طمأنینه است.[25]
در پایان سوره خداوند متعال برای دلجویی از پیامبرش و کوبیدن دشمنان آن حضرت ، فرد عیب جو و کینه توزی که پیامبر را ابتر خوانده معرفی می کند و بر آن تاکید می ورزد: « ان شانئک هو الابتر» دشمن تو قطعاً بریدن نسل و بی عقب است.
(5)- ] إِنَّ الْأَبْرَارَ یَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كاَنَ مِزَاجُهَا كَافُورًا * عَیْنًا یَشْرَبُ بهَِا عِبَادُ اللَّهِ یُفَجِّرُونهََا تَفْجِیرًا * یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ یخََافُونَ یَوْمًا كاَنَ شَرُّهُ مُسْتَطِیرًا * وَ یُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلىَ‏ حُبِّهِ مِسْكِینًا وَ یَتِیمًا وَ أَسِیرًا [[26]
نیکوکاران در بهشت از شرابی نوشند که طبعش کافور است از سرچشمه گوارایی آن بندگان خاص می­نوشند که هر کجا بخواهند جاری می­شود به عهد و نذر خود وفا می­کنند و از قهر خدا در روزی که دشواری اش اهل محشر را فرا می­گیرد،    می ترسند و هم بر دوستی خدا به فقیر و اسیر و طفل یتیم طعام می­دهند.
سوره­ی دهر یا لا اقل 18 آیه ی اول آن در مدینه منوره بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) نازل شده است و شأن نزول آن، که بسیاری از مفسران شیعه و سنی بر آن اتفاق نظر دارند، گواه بر این مطلب است.
بیماری فرزندان حضرت زهرا (سلام الله علیها)
ابن عباس می­گوید:
دو فرزند گرانمایه­ی حضرت زهرا (سلام الله علیها)بیمار شدند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) همراه گروهی از یاران به دیدار آنان آمد و ضمن گفت وگو فرمود: « ای اباالحسن! زیبنده است برای شفای فرزندانت نذر کنی».
حضرت علی (علیه السلام) همراه حضرت زهرا (سلام الله علیها)(و بنا به نقلی حسنین 8) و به پیروی از آنان، فضه (زن شایسته و شاگرد صدیقه طاهره) نذر کردند که در صورت بهبودی و شفای آن دو سه روز روزه بگیرند. پس از مدتی کوتاه آن دو بزرگوار شفا یافتند و خانواده به نذر خویش وفا کردند. در شرایط سخت اجتماعی و اقتصادی آن روز جامعه چون در منزل آذوقه ای نداشتند، علی (علیه السلام) سه من نان جو قرض گرفت. فاطمه ثلث آن را آسیاب کرد و به تعداد اعضای خانواده پنج قرص نان جو پخت و آن را در سفره­ی افطار نهاد.
قبل از افطار نیازمندی به در خانه آمد و صدا کرد: سلام بر شما! ای اهل بیت محمد! مسکینی از مساکین مسلمانم! اطعام کنید که خدایتان از مانده­های بهشتی اطعام کند.
آنان او را بر خود مقدم داشتند و غذای خود را به او دادند و با آب افطار کردند فردا نیز روزه گرفتند بار دیگر هنگام افطار یتیمی بر در خانه آمد، باز هم ایثار کرده و هر کدام قرص نان خود را به او دادند و با آب افطار کردند. روز سوم نیز اسیری نزد آنان آمد و باز هم به همین رسم عمل کردند. روز بعد هنگام صبح علی
(علیه السلام) در حالی که دست فرزندانش حسن و حسین8 را به دست داشت ، نزد رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم)رفت. چشم پیامبر که بر آنان افتاد دید که از شدت گرسنگی بر خود          می لرزند، فرمود: چقدر ناراحت می­شوم که شما را این چنین می­ بینم.
برخاست و همراه آنان به خانه دخترش آمد، فاطمه (سلام الله علیها)را در حالی که شکمش از شدت گرسنگی به پشت چسبیده و چشمانش گود رفته بود، در محراب عبادت دید . در این حال جبرئیل نازل شد و عرضه داشت:
ای محمد! خداوند تو را درباره­ی خاندانت تبریک می­گوید.
سپس آن حضرت را به خواندن این سوره واداشت.[27]
خداوند تعالی در این سوره اقسام نعمت های بهشتی را که «ابرار» از آن بهره مند خواهند شد یادآوری می­کند.
(6)-] وَ اعْتَصِمُواْ بحَِبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَ لَا تَفَرَّقُواْ [[28]
و همگی به ریسمان خدا چنگ بزنید و پراکنده نشوید.
مرحوم طبرسی 1 در تفسیر آیه ی شریفه با استناد به روایتی از ابی سعید خدری، از رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) نقل کرده که مراد از « حبل الله» کتاب خدا و عترت پیامبر است و منظور از « جمیعاً» تمسک به هر دوی آنهاست.[29] چنان چه حدیث ثقلین بر این مضمون دلالت دارد.
شیخ مفید فقیه و متکلم قرن چهارم می نویسد: امام سجاد (علیه السلام) فرمود: پیامبر اکرم «حبل » را به امیرالمومنین(علیه السلام) تفسیر نمود.[30]
حاج شیخ عباس قمی این روایت را از عالمی معتزلی نقل می­کند: رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: فاطمه سرور قلبم و دو فرزندش میوه­ی دلم و همسرش نور چشم من است و امامان از فرزندان او ، امینان پروردگارم. ریسمان پیوسته بین او و بندگان هستند. هر کس به آنان تمسک جوید نجات خواهد یافت.[31]
(7)- ]حم * وَ الْكِتَابِ الْمُبِینِ * إِنَّا أَنزَلْنَهُ فىِ لَیْلَهٍٍ مُّبَارَكَهٍٍ  إِنَّا كُنَّا مُنذِرِینَ * فِیهَا یُفْرَقُ كلُ‏ُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ[[32]
حم. سوگند به این کتاب روشنگر که ما آن را در شبی پر برکت نازل کردیم ؛ ما همواره انذار کننده بوده­ایم در آن شب هر امری بر اساس حکمت، تدبیر و جدا می­گردد.
مرحوم کلینی 1 روایت مفصلی را از یعقوب بن جعفر بن ابراهیم درباره­ی  شرفیابی عالمی نصرانی به محضر امام کاظم (علیه السلام) نقل می­کند که از سفر طولانی خود برای آن که آن حضرت را ببیند و حقایقی را از زبانش بشنود سخن می­گفت. او پس از مطالعه ی تورات، انجیل، مزامیر داوود و قرآن کریم ، با راهنمایی عالمی دیگر به مدینه آمده بود تا از کسی که عالم به تعالیم همه ی انبیاست، سئوالاتی را بپرسد.
حضرت امام کاظم (علیه السلام) با مهر و عطوفت او را پذیرفت و در پاسخ سئوال او درباره ی قرآن، سوره ی دخان را تلاوت فرمود:
]بسم الله الرحمن الرحیم* حم * وَ الْكِتَابِ الْمُبِینِ * إِنَّا أَنزَلْنَهُ فىِ لَیْلَهٍٍ مُّبَرَكَهٍٍ  إِنَّا كُنَّا مُنذِرِینَ * فِیهَا یُفْرَقُ كلُ‏ُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ[.
عالم نصرانی از باطن این کلمات سئوال کرد. آن حضرت چنین پاسخ فرمود:     « حم» محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) است که در کتاب هود که منقوص الحروف بوده آمده است.«الکتاب المبین» امیرالمومنین علی (علیه السلام) است. «لیله» فاطمه (سلام الله علیها) است. «یفرق کل امر حکیم» یعنی خیر فروزانی از آن شب نشأت می­گیرد.
گفت و گوی نصرانی با آن حضرت به درازا کشید. حضرت امام کاظم (علیه السلام) مسیح (علیه السلام) و مریم (سلام الله علیها)را از زبان قرآن توصیف نمود و در نهایت مرد نصرانی به اسلام گروید.
روایت دیگری در تفسیر فرات کوفی که در قرن سوم هجری نگاشته شده، با ذکر سند از امام صادق (علیه السلام) آمده است: امام صادق (علیه السلام) در تفسیر]  انا انزلناه فی لیله القدر[ فرمود: «لیله» فاطمه(سلام الله علیها)، و «القدر» الله است. سپس افزود:
پس هر کسی که فاطمه(سلام الله علیها) را به درستی و کما هو حقه بشناسد، لیله القدر را درک کرده است و فاطمه(سلام الله علیها) به این نام، نام گذاری شده به سبب آن که مردم از شناخت او عاجزند.[33]
8- ] یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ كُونُواْ مَعَ الصَّادِقِینَ[ [34]
ای کسانی که ایمان آورده اید از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید و با صادقان باشید.
علامه بحرانی از ابن شهر آشوب این روایت را از طریق اهل سنت نقل می کند:
عبدالله بن عمر چنین اظهار داشت:
این که خداوند متعال می فرماید: «اتقوالله» اصحاب پیامبر را به ترس از خدا فرا می خواند و مرادش از این که می فرماید: « و کونوا مع الصادقین» این است که با محمد و خاندان او همراه باشید.[35]
نافع بن ارزق که این سخن را از عبدالله بن عمر روایت کرده ، از سخت ترین دشمنان اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) است، اما خداوند چنین سخن حقی را بر زبانش جاری ساخته است. اهمیت این نقل با توجه به مثل معروف «الفضل ما شهد به الاعداء» بیش­تر نمایان می­شود.
ابوهارون عبدی می­گوید: من و ابن عمر نشسته بودیم که نافع آمد و گفت:
به خدا سوگند ، من با علی دشمن هستم. ابن عمر به او گفت: خداوند تو را دشمن دارد. آیا بغض کسی را در دل داری که سوابق او بهتر از دنیا و مافیهاست؟![36]
9- ] أَ لَمْ تَرَ كَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كلَِمَهً طَیِّبَهً كَشَجَرَهٍٍ طَیِّبهٍٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَ فَرْعُهَا فىِ السَّمَاءِ [[37]
آیا ندیدی چگونه خداوند «کلمه طیبه» ( و گفتار پاکیزه) را به درخت پاکیزه­ای تشبیه کرده که ریشه­ی آن (در زمین) ثابت و شاخه­ی آن در آسمان است؟!
سلام خثعمی می­گوید: بر حضرت جعفر بن محمد بن علی وارد شده، عرض کردم: ای فرزند رسول الله! معنای کلام خداوند که می فرماید: « الم تر کیف ضرب الله مثلاً کلمه طیبه کشجره طیبه اصلها ثابت و فرعها فی السماء» چیست؟ آن حضرت فرمود:
ای سلام! اصل درخت محمد(صلی الله علیه و آله وسلم) است، فرع آن علی و میوه­ی آن حسن و حسین، شاخه ی آن فاطمه و شاخه های فرعی آن فرزندان فاطمه و امامان هستند و برگ آن پیروان و دوستداران ما خاندان هستند. هرگاه فردی از شیعیان ما از دنیا می رود از این درخت برگی فرو می­افتد و هرگاه فرزندی از دوستداران ما به دنیا می­آید برگ دیگری به جای آن برگ می­روید.[38]
شبیه این روایت را ابن عقده از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده، با این تفاوت که در آن حضرت فاطمه (سلام الله علیها)«عنصر الشجره» و پیروان اهل بیت « شاخه ها و برگ های درخت» شمرده شده است. از ابن عباس نیز نظیر این بیان از جبرئیل امین خطاب به رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) نقل گردیده است.[39]
از دیدگاه اهل سنت نیز حاکم در المستدرک علی الصحیحین از میناء بن ابی میناء خدمتگزار عبدالرحمن بن عوف چنین نقل می نماید:
حدیث های صحیح را پیش از آن که با گفتارهای نادرست مخلوط شود بگیرید. من از رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) شنیدم که فرمود: من درختم و فاطمه ، شاخه ی آن و علی لقاح و حسنینم میوه­ی آنند و شیعیان ما برگ های آن هستند . ریشه­ی این درخت در بهشت « عدن» است و سایر آن در بقیه ی باغ­های بهشت جای دارد.[40]
نظیر این حدیث را حاکم حسکانی در شواهد التنزیل از عبدالرحمن بن عوف نقل می کند.[41]
10- ] وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّه..[[42]
و حق نزدیکان را بپرداز.
ابوسعید خدری می­گوید: هنگامی که آیه­ی ] و آت ذالقربی حقه[ بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) نازل شد، دخترش فاطمه (سلام الله علیها)را خواست و سرزمین فدک را به او عطا فرمود.
در برخی از نقل­ها افزوده­اند که آن حضرت فرمود: این سهم تو و فرزندان تو است که خداوند تقسیم کرده است.[43]
امام سجاد (علیه السلام) از پیرمرد شامی پرسید: آیا قرآن خوانده­ای؟
او عرض کرد: بله.
آن حضرت فرمود: آیه « و آت ذالقربی حقه ...» را نخوانده­ای؟
گفت: مگر شما آن بستگان هستید که خداوند دستور داده حقشان را ادا کنیم؟
آن حضرت فرمود: بلی.[44]
عبدالرحمن بن صالح می­گوید:
مامون به عبدالله بن موسی نامه نوشت و از او درباره­ی فدک سئوال کرد. او در پاسخ به این آیه استناد جست. مامون نیز فدک را به فرزندان حضرت زهرا (سلام الله علیها) واگذار نمود.[45]
تفسیر ذالقربی به حضرت زهرا (سلام الله علیها)اختصاص به این آیه مبارکه ندارد، بلکه حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام)در تفسیر آیه­ی « وایتاء ذی القربی» نیز ذی القربی را به حضرت فاطمه (سلام الله علیها)و اولاد او تفسیر نموده است.[46]
11- ] وَ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَ ذُرِّیَّتِنَا قُرَّهََ أَعْینُ‏ٍ وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ  إِمَامًا  [[47]
وکسانی که می­گویند: پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مایه­ی روشنی چشم ما قرار ده، و ما را برای پرهیزکاران پیشوا گردان.
ابوسعید خدری می گوید: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله وسلم)در تفسیر آیه­ی فوق فرمود:
مراد از «ازواجنا» خدیجه، «ذریاتنا» فاطمه، «قره اعین» حسنین و «اماماً» علی است.[48]
حدیث دیگری ، مصداق آیه­ی فوق را امیرالمومنین  (علیه السلام)شمرده؛ چون آن حضرت از خداوند درخواست نمود: پروردگارا از همسران ما فرزندانی مرحمت فرما که خلف صالح و  مایه­ی روشنی چشم ما باشند و ما را پیشوای پرهیزکاران قرار ده و دعای ایشان مستجاب شد[49].
بنابر این معنا از آیه «ازواجنا» بر حضرت زهرا (سلام الله علیها)منطبق خواهد بود.
12 و 13- ] الله نور السماوات و  الارض مثل نوره کمشکاه فیها مصباح المصباح فی زجاجه الزجه کانها کوکب دری یوقد من شجره مبارکه زیتونه لا شرقیه و لا غربیه یکاد زیتها یضیء و لو لم تمسسه نار نور علی نور یهدی الله لنوره من یشاء و یضرب الله الامثال للناس و الله بکل شیء علیم[.[50]
خداوند نور آسمانها و زمین است، مثل نور خداوند همانند چراغدانی است که در آن چراغی (پرفروغ) باشد، آن چراغ در حبابی قرار گیرد، حبابی شفاف و درخشنده هم چون یک ستاره­ی فروزان، این چراغ با روغنی افروخته می­شود که از درخت پربرکت زیتونی گرفته شده که نه شرقی است و نه غربی، (روغنش آن چنان خالص است که) نزدیک است بدون تماس با آتش شعله ور شود، نوری است بر فراز نوری، و خدا هر کس را بخواهد به نور خود هدایت می­کند و خدا برای مردم مثل ها     می زند و خداوند به هر چیزی داناست.
بنابر روایتی که از طریق شیعه و سنی نقل شده، امام صادق و امام رضا 8در ذیل آیه « مشکوه » را به فاطمه زهرا (سلام الله علیها)تفسیر کرده اند و فرموده اند: آن حضرت ستاره ی درخشانی در آسمان زنان دنیا، زنان بهشت و زنان دو عالم «کوکب دری» بین زنان دو عالم است.[51]
برترین تعبیر در این روایت که از طریق اهل سنت نقل گردیده است:
ابن المغازلی از طریق اهل سنت نقل می­کند: اباالحسن (علیه السلام) فرمود:
« الله نور السماوات و الارض مثل نورکمشکاه» یعنی فاطمه (سلام الله علیها)
« فیها مصباح» یعنی حسن و حسین 8
« فی زجاجه الزجاجه کانها کوکب دری» یعنی فاطمه ستاره درخشان زنان و عالم است.
« یوقد من شجره مبارکه» یعنی ابراهیم (علیه السلام)
« لاشرقیه و لا غربیه» یعنی نه یهودی و نه نصرانی
« یکاد زیتها یضیء» یعنی نزدیک است که عل از آن بجوشد.
« و لو لم تمسسه نار نور علی نور» یعنی امامی بعد از امام دیگر.
« یهدی الله لنوره من یشاء» یعنی خداوند هر کس را که بخواهد به ولایت ما هدایت می­کند.[52]
14- ] مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ * بَیْنهَُمَا بَرْزَخٌ لَّا یَبْغِیَانِ [[53]
دو دریای مختلف (شور و شیرین، گرم و سرد) را در کنار هم قرار داد در حالی که با هم تماس دارند، در میان آن دو برزخی است که یکی بر دیگری غلبه         نمی­کند.
علامه بحرانی دوازده روایت که بعضی از طریق اهل سنت نقل شده ذکر می­کند که مراد از «البحرین» در آیه شریفه، علی و فاطمه 8 هستند که هیچ گاه بر یکدیگر بغی و سرکشی نمی­کنند.[54]
در بعضی از این روایات «برزخ» بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) تفسیر شده است، بدین معنا که آن حضرت مانع سرکشی آنهاست، ولی روشن است که چنین معنایی با شخصیت والای آن دو بزرگوار که معصومند سازگار نیست.
از این رو در تفسیری که از ابن عباس نقل شده، برزخ میان آن دو ، مهر و محبتی دانسته شده که از بین رفتنی نیست و همین مهر و محبت مانع سرکشی هر کدام نسبت به دیگری است، چنان چه بعضی روایات «بحرین» را دو دریای «علمِ» علی (علیه السلام) و « حلم» زهرا(سلام الله علیها) تفسر نموده­اند.[55]
15- ] أُوْلَئكَ الَّذِینَ یَدْعُونَ یَبْتَغُونَ إِلىَ‏ رَبِّهِمُ الْوَسِیلَهََ أَیهُُّمْ أَقْرَبُ وَ یَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَ یخََافُونَ عَذَابَهُ  إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كاَنَ محَْذُورًا [[56]
کسانی که از غیر خدا (مثل ملائکه و مسیح و عزیر) را پرستش می کنند خود به سوی خدا توجه دارند و هر کدام بدو نزدیکترند به واسطه­ی عبادت و اطاعت از او، بدو توسل می­جویند و رحمت او را امیدوارند و از عذابش واهمه دارند که عذاب خدا سزاوار حذر کردن است.
حاکم حسکانی به سند خود از عکرمه در تفسیر این آیه نقل می­کند: مقصود از این آیه پیامبر، علی، فاطمه، حسن و حسین : هستند.[57]
16- ] فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو و الآصال * رجال لا تلهیهم تجاره و لا بیع عن ذکر الله و اقام الصلاه و ایتاء الزکوه یخافون یوماً تتقلب فیه القلوب و الابصار[[58]
در خانه­هایی که خداوند اذن داده است تا بلندآوازه گردد و نام او یاد شود، خداوند را تسبیح می­کنند مردانی که تجارت و خرید و فروش آنان را از یاد خدا و اقامه­ی نماز و دادن زکات باز نمی­دارد و خوف روزی را دارند که در آن قلبها و چشمها مضطرب می­گردد.
حاکم حسکانی به سند خود از انس بن مالک و بریده نقل می­کند: پس از آن که رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) این آیه را قرائت کرد، مردی به پاخاست و خطاب به آن حضرت گفت: مقصود از این چه خانه هایی است؟
فرمود: خانه های پیامبران.
پس از آن ابوبکر با اشاره به خانه­ی علی و فاطمه به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) گفت: این خانه در شما آن خانه هاست؟
حضرت فرمود: بلی از بهترین آنهاست.[59]
احمد بن حنبل در مسند خود از ابوهریره نقل می­کند: رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) به فاطمه و علی و حسن و حسین: نظر افکند و فرمود: هرکس با شما جنگ کند با من در جنگ است و هر کس با شما از در سازش وارد شود من با او در سازشم.[60]
17- ]الذین یذکرون الله قیاماً و قعوداً و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السماوات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانک فقنا عذاب النار[[61]
آنان که در حالت ایستاده و نشسته و خفتن، خدا را یاد کنند و دائم فکر در خلقت آسمان ها و زمین کرده و گویند پروردگارا این دستگاه با عظمت را بیهوده نیافریده­ای پاک و منزهی ما را به لطف خود از عذاب آتش (دوزخ) نگاه دار.
منظور از «الذین ...» حضرت امیرالمومنین علی و فاطمه 8 هستند.[62]
18- ] إِنهََّا لَاحْدَى الْكُبرَِ * نَذِیرًا لِّلْبَشَرِ [[63]
این یکی از حادثه ­های بزرگ است که بیم دهنده­ی آدمیان است.
منظور از « لاحدی الکبر» ولایت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)است.[64]
-----------------------------------------------------------------
منابع در نزد مدیریت وبلاگ موجود می باشد.


نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین 1392 توسط بهرنگ امینی
مقام معظم رهبری

درباره سایت
نویسندگان
نظر سنجی
ابر برجسب ها
آمار سایت
Blog Skin