تبلیغات
الف - جوانان و قرآن

الف
گفتم که الف ،گفت دگر؟گفتم هیچ. در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

تبادل لینک اتوماتیک

یكی از ویژگیهای دوران جوانی، قهرمان گروی و الگوپذیری است. از سوی دیگر، نوگرایی و تنوع طلبی از صفات جوانان است. آنها گاهی به مبانی ارزشی و باورهای وحیانی نیز توجه می كنند و ذهن جست و جوگر آنان، به دنبال حقایق زلال و ناب و منطقی كاوش می كند.[1]

به طور كلی آمیزه ای از شناخت و احساس مذهبی می تواند منجر به برخورداری از یك بازخورد یا بینش مذهبی شود و چگونگی بازخورد مذهبی، زمینه ظهور رفتارهای مذهبی را فراهم می آورد. هرگاه شناخت ما از یك پدیده با احساس خوشایند عجین شود، در ما بازخورد مثبت و آمادگی پدیدار شدن رفتار دلخواهی فراهم می آید. مدیران و مربیان دینی باید پیامهای دینی را پس از ایجاد آمادگی و نگرش مثبت نسبت به موضوع مورد نظر به مخاطبان انتقال دهند. آنها باید خود الگوی آن پیام باشند و بیشتر جنبه های رفتاری را در نظر بگیرند تا اینكه اطلاعات را انباشت نمایند.[2]

قرآن كریم در حوزه اندیشه، اخلاق، ارزشها و معاشرت اجتماعی، الگوهای مناسبی را معرفی می كند و رسالت هدایتی و تربیتی خود را با بیان داستانهای واقعی به نمایش می گذارد. قرآن در حوزه اندیشه و مبارزه، باورهای خرافی و غیرواقعی عصر ابراهیم ـ علیه السلام ـ را معرفی می نماید و اینكه او در سنین جوانی به مبارزه با بت پرستی پرداخت. وی ابتدا با سرپرست خود آذر پیكرتراش گفت و گو كرد و از او و همفكرانش بیزاری جست. خداوند در قرآن می فرمایند:

«و لقد آتینا ابراهیم رشده من قبل و كنّا به عالمین اذ قال لابیه و قومه ما هذه التماثیل التی انتم لها عاكفون»[3]

«ما وسیله رشد ابراهیم را از قبل به او دادیم و از شایستگی او آگاه بودیم، آن هنگام كه به پدرش و قوم او گفت: این مجسمه بی روح چیست كه شما همواره آنها را پرستش می كنید؟»

حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ بعد از اعلام بیزاری و اظهار دشمنی، بتها را شكست؛ ولی كسی نمی دانست كه چه كسی این كار را كرده است. از این رو گزارش دادند كه «سمعنا فَتی یذكرهم یقال له ابراهیم»؛[4] «جوانی را می شناسیم به نام ابراهیم كه از بتها به بدی یاد كرده است.» و سپس تا پای جان از باور توحیدی دفاع می كند.

نمونه دیگر، اصحاب كهف است. آنان جوانانی خداباور بودند، و حاضر نشدند دست از عقیده خود بردارند:

«اِنَّهُمْ فتیةٌ آمنوا بربّهم»[5]

«اصحاب كهف جوانانی بودند كه به پروردگارشان ایمان داشتند.»

و شعارشان این بود:

«رَبُّنا ربّ السموات و الارض لن ندعوا من دونه الهاً»[6]

«پروردگار ما پرودگار آسمانها و زمین است و به جز او خدایی دیگر را نمی خوانیم.»

این گروه خداباور در راه عقیده خود استوار بودند و حاضر نشدند با طاغوت زمان خود همنوا شوند. آنها دیار و خانه خود را رها كرده، به غاری پناه بردند:

«اذ اَوی الفتیة الی الكهف قالوا ربّنا آتنا من لدنك رحمةً و هیی لنا من امرنا رَشَدا»[7]

«به یاد آور هنگامی كه جوانان به غار پناه بردند و گفتند: خدایا از سوی خودت به ما رحمت بده، و زمینه رشد ما را فراهم فرما.»

در حوزه اخلاق علمی و عملی، قرآن سرمشق معرفی می كند. از جمله در مسئله از خود گذشتگی، علی ـ علیه السلام ـ را نمونه بارز آن معرفی می كند:

«و من الناس من یشری نفسه ابتغاءَ مرضات الله»[8]

«برخی از مردم ـ علی (علیه السلام) ـ كسانی اند كه جان خود را برای خشنودی خدا می فروشند.»

قرآن برای آموختن دانش، سرمشق معرفی می كند: دانشجو در دانشگاه قرآن، حضرت موسی ـ علیه السلام ـ و استاد خضر پیامبر است؛ با اینكه موسی دارای مقام والایی در پیشگاه خداست، از بنده ای از بندگان خدا درخواست آموزش می كند:

«قال له موسی هل اَتَّبِعُك علی اَنْ تُعملّن ممّا عُلِّمتَ رُشْداً»[9]

«موسی به او (خضر) گفت: آیا از تو پیروی كنم تا آنچه به تو آموخته شده و مایه رشد و تعالی است، به من بیاموزی.»

و موسی با اعلام آمادگی و شكیبایی ورزیدن در كلاس استاد الهی راه پیدا كرد.

قرآن الگوی مبارزه با خواهشهای نفسانی را یوسف صدیق ـ علیه السلام ـ می داند كه در دوره جوانی در خانه عزیز مصر بود و در خانه زنی به نام زلیخا زندگی می كرد، با اینكه یوسف ـ علیه السلام ـ در اوج جوانی و فوران شهوت و زلیخا زنی زیباروی بود امّا با تكیه و پناه بر خدای خود، از دام شهوت رها شد و آزادمرد تاریخ گشت. قرآن برای زنان، مریم را الگوی طهارت و پاك دامنی قرار داده، او را ستایش می كند.[10]

قرآن دختران شعیب پیامبر را الگوی شرم و حیا در جامعه بشری می داند كه پیام پدر را با نهایت وقار و گام برداشتن از روی عفت و شرم به حضرت موسی ابلاغ می كنند و الگوی رفتار و معاشرت اجتماعی را نشان می دهند.[11]

اسماعیل در قرآن، سرمشق تسلیم و رضا در برابر خواست الهی و سرافرازی در امتحان الهی است.

خداوند در قرآن از زبان او می فرمایند:

«یا ابت افْعَلْ ما تؤمر ستجدنی ان شاءالله من الصابرین»[12]

«ای پدر، هر آنچه را بدان مأموری انجام بده، به خواست خدا مرا شكیبا خواهی یافت.»

 

جوانان از دیدگاه امام راحل ـ قدس سره الشریف ـ و انس با قرآن

امام راحل ـ قدس سره ـ در طول نهضت خود همواره جوانان را می ستود و آنان را ارشاد و راهنمایی می كرد و برای پیشبرد آرمانهای اسلام بر آنان سرمایه گذاری می نمود:

«شما جوانها امید من هستید، نوید من هستید، امید من به شما توده جوان است. به شما توده محصل است. من امید این را دارم كه مقدرات مملكت ما، بعد از این به دست شما عزیزان بیفتد و مملكت ما را شما عزیزان حفظ كنید. شما جوانان برومند، شما محصلین ارجمند، در هر جای از ایران كه هستید باید بیدار باشید با بیداری از حقوق خودتان دفاع كنید.»[13]

«اگر قرآن نبود، باب معرفة الله بسته بود الی الابد. قرآن كتاب انسان سازی است. هر چه در راه خدا بدهیم و هر چه در راه قرآن بدهیم، فخر ماست، افتخار ماست، راه حق است؛ قرآن كریم پناه همه ماست. قرآن كتاب انسان سازی است، كتاب انسان متحرك است، كتاب آدم و كتابی است كه آدمی را از اینجا تا آخر دنیا و تا آخر مراتب حركت بكند، راه می برد ... قرآن باید در تمامی شئون زندگی ما حاضر باشد.»[14]

«من با تأیید خداوند متعال و تمسك به مكتب پرافتخار قرآن، به شما فرزندان عزیز اسلام مژده پیروزی نهایی می دهم، به شرط اینكه نهضت بزرگ اسلامی و ملی ادامه یابد و پیوند بین شما جوانان برومند اسلام ناگسستنی باشد.»[15]

«رمز پیروزی ما این است كه اتكال به خدای تبارك و تعالی داشتیم، رمز پیروزی اتكال به قرآن و این شیوه مقدس كه شهادت را استقبال می كردند بود. این رمز را حفظ كنید. این رمز پیروزی را تا حفظ كنید پیروز هستید.»[16]

«مجاهدات و كوششهای خستگی ناپذیر شما جوانان روشن ضمیر مسلمان در راه درك صحیح اسلام و شناسایی حقیقت قرآن كریم، موجب امیدواری و خرسندی مسلمانان بیدار است. بر شما جوانان مسلمان لازم است كه در تحقیق و بررسی حقایق اسلام، در زمینه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، و غیره اصالتهای اسلامی را در نظر گرفته و امتیازاتی را كه اسلام را از همه مكاتب دیگر جدا می سازد، فراموش نكنید. مبادا قرآن مقدس و آیین نجات بخش اسلام را با مكتبهای غلط و منحرف كننده ای كه از فكر بشر تراوش كرده است خلط نمایید.»[17]

امام راحل در كتاب ارزشمند «آداب الصلوة» با استناد به سخن امام صادق ـ علیه السلام ـ درباره قرائت قرآن توسط جوان و آثار جاودان آن می فرمایند:

«در حدیث است كه كسی كه قرآن را در جوانی بخواند قرآن با گوشت و خونش مختلط شود. و نكته آن، آن است كه در جوانی اشتغال قلب و كدورت آن كمتر است. از این جهت قلب از آن بیشتر و زودتر متأثر می شود و اثر آن نیز بیشتر باقی می ماند.»[18]

امام راحل در برخی از پیامهای خود، جوانان را به شیوایی و روشنایی سخن خداوند و بهره گیری از آن فرا می خواند:

«آنگاه كه منطق قرآن آن است كه ما از خداییم و به سوی او می رویم و مسیر اسلام بر شهادت در راه هدف است و اولیای خدا شهادت را یكی از دیگری به ارث می بردند و جوانان متعهد ما برای نیل به شهادت در راه خدا درخواست دعا می كردند و می كنند بدخواهان ما كه از همه جا وامانده دست به ترور وحشیانه می زنند ما را از چه می ترسانند.»[19]

«جوانان عزیزم كه چشم امید من به شماست با یك دست قرآن را و با دست دیگر سلاح را برگیرید و چنان از حیثیت و شرافت خود دفاع كنید كه قدرت تفكر توطئه علیه خود را از آنان سلب نمایید و چنان با دوستانتان رحیم باشید كه از ایثار هر چه دارید، نسبت به آنان كوتاهی ننمایید. آگاه باشید كه جهان امروز دنیای مستضعفین است و دیر یا زود پیروزی از آنان است و آنان وارث زمین و حكومت كننده خدایی اند.»[20]

سفارشهای مقام معظم رهبری به جوانان درباره خودسازی و ارتباط با خدا

رهبر معظم انقلاب هم در مواقع و مناسبتهای گوناگون درباره جوانان سخن گفته و ارشادات و رهنمودهای فراوانی بیان كرده اند كه اگر جوانان آنها را به كار ببرند، به سعادت و خوشبختی خواهند رسید و هویت و جایگاه واقعی خود را در جامعه اسلامی و انقلابی خواهند یافت.

ایشان در جمع جوانان می فرمایند:

«جوانی یك پدیده درخشان و یك فصل بی بدیل و بی نظیر از زندگی هر انسانی است. در هر كشوری كه به مسئله جوانان و جوان آنچنان كه حق این مطلب است، درست رسیدگی بشود، آن كشور در راه پیشرفت، موفقیتهای بزرگی به دست خواهد آورد.»[21]

«كاوشها نشان می دهد كه جوان ایرانی جوانی است مؤمن، پاكدامن، پاك گوهر، دارای زمینه های دینی بسیار زیاد، مایل به جنبه های معنوی، جوان ایرانی چه دخترانش، چه پسرانش هم از لحاظ امكانات روحی و معنوی و ذهنی، هم از لحاظ امكانات ایمانی در حد بسیار خوبی هستند.»[22]

«جوانها، بهتر از قشرهای دیگر می توانند خودسازی كنند؛ چون نیرومندند؛ بعضیها خیال می كنند جوانها در مقابل گناه بی تاب اند، ولی من می گویم كه جوان همچنان كه از قدرت جسمانی برخوردار است، از قدرت اراده هم برخوردار است. اراده همان چیزی است كه انسان می تواند با اتكای به آن خود را به خدا نزدیك و از شیطان دور كند.»[23]

مقام معظم رهبری جوانان را به تلاش در راه خدا و برای خدا دعوت می كند:

«توصیه من این است كه در راه خدا، برای خدا با وحدت كامل تلاش خودتان را دنبال كنید. به شما می گویم كه پروردگار متعال با شماست و آینده متعلق به شماست و شما جوانها آن روزی را خواهید دید كه ایران اسلامی شما به فضل پروردگار برای كشورها و ملتها یك الگوی تقلید كردنی خواهد بود.»[24]

«به جوانان توصیه می كنم كه با شركت در نماز جماعت و مجالس دعا در كسب علم و دانش و سازندگی كشور گامهای استواری در پیشروی اهداف علمی و معنوی بردارند.»[25]

«رابطه تان را با خدای متعال محكم كنید. حرف بزنید و از او بخواهید، مخلصانه و صادقانه با او پیمان ببندید و به آن پیمان متعهد بمانید. شما جوانید حیف است كه این دلهای پاك و نورانی و روحهای آماده به چیزی غیر از یاد خدا و محبت خدا و محبت پروردگار آلوده شود. دنیا را فقط ابزار بدانید.»[26]

«جوانان عزیز دقایق معدود نماز را فقط برای نماز بگذارند و در طول نماز تا آنجا كه می توانند با تمركز و حضور قلب مایه زندگی بخش ذكر و تضرع را برای جان و دل نیازمند خویش تأمین كنند.»[27]

«شما جوانان یاد خدا را هرگز از دست ندهید. خودتان را با خدا مأنوس كنید. شما جوانید و دلها و روحهای شما پاك و مطهر است. شما آلوده به زخارف این زندگی مادی نشده اید.»[28]

 

آداب تلاوت و ترنّم به آیات وحی

بی شك قرآن و تلاوت خوشِ آیات آن، بهترین مونس برای مردمِ اهل دل و جوانان است. جوانان همان طور كه باید به مفاهیم ژرف قرآن توجه كنند و آن را در زندگی فردی و اجتماعی عینیت بخشند، باید به ظاهر زیبا و شگرف آن نیز توجه نمایند.

علی ـ علیه السلام ـ در سخنی كوتاه می فرمایند:

«ظاهرُهُ اَنیقٌ وَ باطِنُهُ عَمیقٌ.»[29]

«ظاهر قرآن زیبا و باطن و معانی آن عمیق است.»

پس جوانان باید به خوش خوانی قرآن اهمیت ویژه دهند، با قرآن خلوت كنند و دل و جان خود را صیقل و صفا دهند و سخن امام ساجدان زین العابدین ـ علیه السلام ـ را آویزه گوش دارند كه فرمود:

«لو مات من بین المشرق و المغرب لَما استوحشتُ بعد ان یكون القرآن مَعی.»[30]

«اگر همه آنان كه میان شرق و غرب عالم زندگی می كنند، بمیرند اگر قرآن با من باشد و با او انس داشته باشم، مرا وحشت تنهایی نمی هراساند.»

از نكات بسیار لطیف و آموزنده امامان ـ علیهم السلام ـ حالات آنان هنگام قرائت قرآن بود؛ آنان هنگام تلاوت قرآن خود را در حال مخاطبه و مكالمه با خداوند می دیدند؛ از این رو پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به یاران نزدیكش می فرمود:

«اِذا اَحَبَّ احدكم ان یحدَّثِ ربَّه فلیقرء القرآن.»[31]

«اگر دوست دارید با پروردگار خود سخن بگویید، قرآن بخوانید.»

اهل بیت آن گاه كه قرآن تلاوت می كردند، گویی در مهبط وحی نشسته بودند و خداوند در گوش آنان زمزمه مهر می كرد. اگر قرائت آنان به گوش كسی می رسید گمان می برد كه در حال گفت و گو با كسی می باشند و مخاطبی در پیش روی خود دارند. حفص درباره حال تلاوت حضرت موسی بن جعفر ـ علیه السلام ـ می گوید:

«و كان قرائته حُزناً فاذا قَرَأَ فكأَنَّهُ یخاطِبُ اِنساناً.»[32]

«قرآن را محزون می خواند و هنگام تلاوت آن، گویا در حال گفت و گو با انسانی است.»

درباره امام عسكری ـ علیه السلام ـ گفته اند:

«یترنّم بآیات القرآن فی الوعد و الوعید.»[33]

«قرآن را ترنّم می كرد، آنگاه كه مردم را مژده می داد و آن گاه كه آنان را از عذاب خدا می ترساند.»

اكنون به پاره ای از لطایفی كه در سیره امامان ـ علیهم السلام ـ درباره چگونگی تلاوت وجود دارد، اشاره می كنیم:

1.قرآن را باید به شیوه ترتیل، یعنی شمرده و شیوا بخوانند و به صورت آهسته و با آواز خوش و حزین قرائت نمایند.

امام صادق ـ علیه السلام ـ به ابوبصیر درباره معنای ترتیل فرمود:

«هُو اَنْ تتَمَكث فیه و تُحَسِّنَ به صوتك.»[34]

«در قرائت درنگ كنی و آواز خود را نیكو گردانی.»

2. قرآن را باید حزن آلود خواند تا غمی كه در ژرفای جان انسان وجود دارد و انسان را دردمند می سازد، بروز كند و انسان به سوی خدا حركت كند. علی ـ علیه السلام ـ آن را یكی از ویژگیهای خداترسان معرفی می كند:

«اما اللیل فصافّون اقدامهم تالین لا جزاء القرآن یرتلّونه ترتیلاً یحزنون به انفسهم.»[35]

«شبها برای نماز به پا می ایستند و آیات قرآن را با لحنی خوش و دلنواز می خوانند و جان خویش را با آن محزون می دارند.»

همچنین امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:

«انّ القرآن نزل بالحزن فَاقرَؤُهُ بالحزن.»[36]

«قرآن به اندوه نازل شده است، پس آن را اندوهگینانه بخوانید.»

3. روخوانی قرآن فضیلت بسیار دارد. هر چند كسانی كه حافظ قرآن اند، می توانند آن را از حفظ بخوانند، نگریستن به آیات قرآن، آرامش به همراه می آورد. از این رو امام صادق ـ علیه السلام ـ به اسحاق بن عمار فرمود:

«بل اِقرأهُ و انظر فی المصحف فهو افضل اما علمت ان النّظر فی المصحف عبادةٌ.»[37]

«قرآن بخوان و به كتاب بنگر، این بهتر است، آیا نمی دانی كه نگریستن به قرآن خود عبادت است؟»

4. قرآن را باید در همه جا خواند. پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود:

«نَورُّوا بیوتكم بتلاوة القرآن.»[38]

«خانه های خود را به تلاوت قرآن روشن كنید.»

امام سجاد ـ علیه السلام ـ در خانه قرآن می خواند و صدای خود را گاه چنان بالا می برد كه اهل خانه نیز بشنوند.[39]

5. قرآن باید با صوت نیكو و لحن عربی خوانده شود؛ امام رضا ـ علیه السلام ـ فرمود:

«حَسِّنُوا بالقرآن اصواتكم.»[40]

«برای قرآن صوت خود را نیكو سازید.»

امیدواریم كه جوانان با توجه به قرآن، از خرمن فیض آن خوشه ها بچینند.

نقش قرآن چون كه در عالم نشست    نقشهای پاپ و كاهن را شكست

فاش گویم آنچه در دل مضمر است        این كتابی نیست، چیز دیگر است

چون به جان در رفت جان دیگر شود    جان كه دیگر شد جهان دیگر شود.[41]

منبع: فصلنامه فرهنگ جهاد

پی نوشت ها:


منابع و آدرس ها در نزد مدیریت وبلاگ  موجود می باشد.


نوشته شده در سه شنبه 11 تیر 1392 توسط بهرنگ امینی
مقام معظم رهبری

درباره سایت
نویسندگان
نظر سنجی
ابر برجسب ها
آمار سایت
Blog Skin